كارت dvb , كارت دي وي بي , دی وی بی , رسيور , رسیور
| |
اين يك بخش از موضوع خبرهای متغرقه است كه در انجمن فناوری اطلاعات (IT) مطرح گرديده و اين انجمن نيز زير مجموعهي بخش کامپيوتر است: اخاذي از نامزد سابق با عکسهاي خصوصي جام جم:نامزد سابق يک دختر جوان تهراني که با مونتاژ عکسهاي خصوصي وي ، از او اخاذي مي کرد، دستگير شد. روز 14 آبان امسال دختر جواني به پايگاه دوم پليس آگاهي تهران مراجعه و از نامزد سابقش به اتهام اخاذي ميليوني شکايت ...
| ثبت نام | پست جدید | All Albums | Blogs | راهنما | فهرست کاربران | تقویم | جستجو | ارسالهاي امروز | نشانه گذاري انجمن ها به عنوان خوانده شده |
| | ||||||||
| اطلاعيههاي سايت |
|
| LinkBack | ابزارهای موضوع |
| | #1 | |||||||||||
| مديربخش كامپيوتر ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: January 6th, 2007
نوشته ها: 336
سطح دانش: 17 [ ]سابقه در سایت: 0 / 403 Thanks: 205
Thanked 414 Times in 204 Posts
قدرت اعتبار: 3 | اخاذي از نامزد سابق با عکسهاي خصوصي جام جم:نامزد سابق يک دختر جوان تهراني که با مونتاژ عکسهاي خصوصي وي ، از او اخاذي مي کرد، دستگير شد. روز 14 آبان امسال دختر جواني به پايگاه دوم پليس آگاهي تهران مراجعه و از نامزد سابقش به اتهام اخاذي ميليوني شکايت کرد. شاکي در تشريح ماجرا به پليس گفت : چندي پيش جواني به نام سيامک به خواستگاري ام آمد و نامزد کرديم. بعد از مدتي بين ما اختلاف به وجود آمد و پس از مشورت با خانواده ام از او جدا شدم ، اما سيامک مرا تهديد مي کرد که بلايي بر سرم مي آورد. يک روز سيامک ، نامزد سابقم پس از تماس تلفني تهديدم کرد که اگر يک ميليون و 300 هزار تومان پول به وي پرداخت نکنم ، سي دي اي را که از عکسهاي شخصي ام تهيه کرده ، تکثير مي کند و آبرويم را مي برد. ابتدا حرفهايش را باور نمي کردم تا اين که سي دي را به منزلمان پست کرد و متوجه شدم او عکسهاي دوران نامزدي مان را مونتاژ کرده است. بناچار به خاطر حفظ آبروي خانوادگي ام 300 هزار تومان پول نقد به وي پرداخت کردم ، اما او بار ديگر تماس گرفت و گفت اگر بقيه پول درخواستي اش را نپردازم ، سي دي ديگري را تکثير مي کند. به دنبال شکايت دختر جوان ، ماموران ضمن آموزش ، از او خواستند با مرد اخاذ قرار ملاقاتي بگذارد. به اين ترتيب چند روز پيش ماموران مردي را که براي تحويل سي دي به منزل شاکي مراجعه کرده بود، دستگير و به مرکز پليس منتقل کردند و معلوم شد سيامک او را استخدام کرده تابسته پستي را به منزل شاکي برساند. به دنبال اظهارات اين مرد، مخفيگاه سيامک هم شناسايي و وي دستگير شد و از کيس رايانه وي ، عکسهاي خصوصي مونتاژ شده شاکي کشف و ضبط شد. با انتقال مرد اخاذ به پايگاه دوم پليس آگاهي تهران ، وي مورد بازجويي قرار گرفت و جرم خود را پذيرفت.
__________________ الهی از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام از انس و جن شرمنده ام که همه در کار خود استوارند و این سست عهد ناپایدار ----------------------------------------------------------- دیدن زنده برنامه ها و مسابقات با فرکانس های مخفیwww.satelliweb.com | |||||||||||
| |
| | #2 | |||||||||||
| مديربخش كامپيوتر ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: January 6th, 2007
نوشته ها: 336
سطح دانش: 17 [ ]سابقه در سایت: 0 / 403 Thanks: 205
Thanked 414 Times in 204 Posts
قدرت اعتبار: 3 | مجازات قطع انگشت براي دزد سابقه دار دزد حرفه اي خانه ها به دليل سرقت هاي مكرر با حكم هيأت قضايي دادگاه، به قطع چهار انگشت يك دست، تبعيد، زندان و شلاق محكوم شد. به گزارش شيعه نيوز به نقل از ايران چند ماه قبل مأموران كلانتري ۱۰۱ تجريش در جريان وقوع چندين فقره سرقت از خانه هاي ويلايي در شمال تهران قرار گرفتند. بررسي كار آگاهان نشان مي داد دزدان نيمه هاي شب زماني كه ساكنان خانه در خواب بودند وارد خانه هاي ويلايي شده و سرقت مي كردند. مأموران در نخستين گام با كمك يكي از مالباختگان كه در تاريكي شب چهره دزد حرفه اي را ديده بود به چهره نگاري رايانه اي پرداختند. آنها در ادامه دريافتند مهدي - ۶۰ ساله - از دزدان و تبهكاران حرفه اي است كه مدتي قبل از زندان آزاد شده است. سرانجام پس از دو هفته تعقيب و مراقبت، متهم فراري سوار بر يك خودروي گران قيمت دزدي، از سوي مأموران شناسايي و دستگير شد. وي پس از انتقال به اداره آگاهي منكر اتهامش شد اما در ادامه به ۱۶ فقره دزدي از خانه هاي ويلايي شمال شهر اعتراف كرد. بدين ترتيب پرونده با صدور كيفرخواست، به شعبه ۱۰۵۲ دادگاه «الهيه» ارجاع شد. قاضي پرونده نيز پس از محاكمه متهم را به سه سال زندان، ۷۴ ضربه شلاق و رد اموال مسروقه، سه سال اقامت اجباري در جنوب كشور و قطع چهار انگشت دست محكوم كرد.
__________________ الهی از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام از انس و جن شرمنده ام که همه در کار خود استوارند و این سست عهد ناپایدار ----------------------------------------------------------- دیدن زنده برنامه ها و مسابقات با فرکانس های مخفیwww.satelliweb.com | |||||||||||
| |
| | #3 | |||||||||||
| مديربخش كامپيوتر ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: January 6th, 2007
نوشته ها: 336
سطح دانش: 17 [ ]سابقه در سایت: 0 / 403 Thanks: 205
Thanked 414 Times in 204 Posts
قدرت اعتبار: 3 | دام دختر 20ساله براي مرد 63ساله ! جام جم:مرد 63 ساله وقتي با دختر 20 ساله ارتباط برقرار کرد، از سوي اين دختر و 2 همدستش مورد حمله قرار گرفت و اموالش به سرقت رفت. به دنبال تماس مرد 63 ساله اي با مرکز فوريت هاي پليسي 110 مبني بر حمله از سوي يک دختر و 2 مرد جوان در محل سکونت خود، ماموران با عزيمت به محل به بررسي موضوع پرداختند. مرد 63 ساله در اظهارات خود به پليس گفت: چند روز پيش به صورت اتفاقي با دختر 20 ساله اي که خود را سحر معرفي مي کرد، آشنا شدم و به اصرار او شماره تلفن خود را در اختيار وي قرار دادم. شاکي در ادامه گفت: در اين مدت و در چند مرحله سحر با من تماس تلفني گرفت و 2 بار نيز در خارج از خانه همديگر را ملاقات کرديم تا اين که روز حادثه سحر به خانه من آمد و دقايقي بعد با همدستي وي ، 2 نفر ديگر وارد محل سکونتم شدند و پس از ضرب و شتم من ، مقاديري اموال را همراه يک دستگاه خودرو سرقت کردند و متواري شدند. به دنبال اين شکايت ، پرونده اي در اين خصوص تشکيل شد و پس از ارسال به دادسراي جنايي ، داديار سليماني در شعبه دوم اين دادسرا، دستور تحقيق و دستگيري سحر و همدستانش را در پليس آگاهي صادر کرد.
__________________ الهی از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام از انس و جن شرمنده ام که همه در کار خود استوارند و این سست عهد ناپایدار ----------------------------------------------------------- دیدن زنده برنامه ها و مسابقات با فرکانس های مخفیwww.satelliweb.com | |||||||||||
| |
| | #4 | |||||||||||
| مديربخش كامپيوتر ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: January 6th, 2007
نوشته ها: 336
سطح دانش: 17 [ ]سابقه در سایت: 0 / 403 Thanks: 205
Thanked 414 Times in 204 Posts
قدرت اعتبار: 3 | گفتگوي خواندني با محمدرضا گلزار چون زیاد در چند قسمت می زارم بعضي نقدها را كه راجع به فيلم توفيق اجباري مي خوانم واقعاً زشت و زننده است. در جايي نوشته اند كه گلزار منزل خودش را به نمايش گذاشته تا پول به جيب تهيه كنندگان بريزد، آخر اين چه حرفي است خانه يي را كه تهيه كننده براي من انتخاب كرده بود، سمت ميدان قزوين قرار داشت و مسير برايم طولاني بود. به گزارش«جهان» روزنامه اعتماد در روزهاي يكشنبه و چهارشنبه مصاحبه*اي در دو بخش با محمدرضا گلزار را منتشر كرد كه متن كامل اين مصاحبه به شرح زير است: بگذاريد تكليف را همين اول مشخص كنيم. شايد محمدرضا گلزار به نظر گروهي تنها بازيگري خوش چهره و خوش پوش براي سينماي عامه پسند باشد كه تنها با اتكا بر ويژگي هاي ظاهري اش توانسته در قامت يك ستاره ظاهر شود اما اگر كمي انصاف داشته باشيم با يك جمع و تفريق ساده روي 14 فيلمي كه محمدرضا گلزار در كارنامه خود دارد، درمي يابيم كه او تاكنون حدود 5 ميليارد تومان طي پنج سال گذشته براي سينماي ايران درآمد كسب كرده است. (توجه كنيد كه اين رقم تنها مربوط به فروش فيلم ها در تهران است و فروش شهرستان ها محاسبه نشده.) در مورد كيفيت بازي گلزار هم اگر فيلم اولش «سام و نرگس» را كنار آخرين فيلم او يعني «توفيق اجباري» بگذاريم، تغييراتي را در كار او حس مي كنيم. لحن و طرز بيان گلزار و حتي اكشن ها و ري اكشن هاي اين بازيگر نسبت به اولين فيلم هايش در وضعيت بهتري قرار دارد، اگرچه شايد پيشرفت او روي نمودار چندان محسوس به نظر نرسد و در نگاه اول به چشم نيايد كه اين را هم مي توان به حساب انتخاب هاي آقاي ستاره گذاشت و اينكه جنس فيلم هايش به گونه يي بوده كه اساساً بازيگر جاي كار بيشتري نداشته است. گلزار در اين سال ها بيشتر سعي كرده خودش را در قامت يك ستاره تثبيت كند تا اينكه به دنبال تجربه هاي متفاوت برود. البته شايد در اين راه بخت هم با او يار نبوده و اگر چند همكاري با كارگرداناني مثل مهرجويي در «مهمان مامان»، كيميايي در «سربازهاي جمعه» يا بيضايي در «لبه پرتگاه» شكل مي گرفت، اوضاع آقاي ستاره به لحاظ جايگاه بازيگري در سينما تا اندازه زيادي فرق كرده بود. آن طور كه گلزار مي گويد اين روزها علاوه بر ادامه راه در سينماي تجاري، به دنبال تجربه هايي متفاوت هم هست تا خودي نشان بدهد. شايد پاسخش به «دعوت» حاتمي كيا دري تازه را پيش روي ستاره سينماي ايران باز كند. - فكر مي كنم تنها گفت وگوي مفصلي كه تا به حال انجام داده يي مربوط به چند سال پيش و با كيومرث پوراحمد باشد. يادم هست در آن گفت وگو پوراحمد گلايه كرده بود كه چرا اينقدر به سوالات كوتاه جواب مي دهي. اين اتفاق امروز هم قرار است بيفتد؟، نگران نباش. تا جايي كه جوابت را بگيري من پاسخ مي دهم. - برخي گلايه دارند كه جواب پيشنهادهاي سينمايي را خيلي دير مي دهي و دسترسي به تو براي گرفتن جواب مثبت يا منفي، خيلي سخت است. . . دسترسي براي عوامل سينما زياد سخت نيست. آدم هايي كه براي اين كار وجود دارند مشخص هستند و تقريباً همه بچه هاي سينما مي دانند چگونه با من تماس بگيرند. اما گاهي اوقات وقتي جواب يك پيشنهاد منفي است، اصرار براي گرفتن جواب مثبت كمي كار را طولاني مي كند. - پس يعني هميشه سريع و راحت جواب مي دهي؟ البته بستگي دارد. اگر در مورد فيلمنامه مردد باشم و بخواهم آن را با بقيه فيلمنامه هاي پيشنهادي مقايسه كنم، شايد يك هفته هم طول بكشد. اما معمولاً يك هفته يي جواب پروژه ها را مي دهم. - برگرديم به گذشته و كودكي. در كودكي و نوجواني سينما مي رفتي و فيلم مي ديدي؟ خيلي علاقه مند به ورود به سينما نبودم. ولي به هر حال فيلم ها را دنبال مي كردم. - ستاره دوران كودكي ات چه كسي بود؟ من از همان موقع(كمي مكث). . . محمدرضا گلزار را دوست داشتم (مي خندد). . . نه البته آن موقع گلزار نبوده. . . من آقاي شكيبايي را خيلي دوست داشتم. . .
__________________ الهی از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام از انس و جن شرمنده ام که همه در کار خود استوارند و این سست عهد ناپایدار ----------------------------------------------------------- دیدن زنده برنامه ها و مسابقات با فرکانس های مخفیwww.satelliweb.com | |||||||||||
| |
| | #5 | |||||||||||
| مديربخش كامپيوتر ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: January 6th, 2007
نوشته ها: 336
سطح دانش: 17 [ ]سابقه در سایت: 0 / 403 Thanks: 205
Thanked 414 Times in 204 Posts
قدرت اعتبار: 3 | - . . . سينما زياد مي رفتي؟ در كودكي كه. . . فيلم هاي آن دوره به من نمي خورد. بعدش چرا. كم وبيش سينما مي رفتم. - هيچ وقت دوست نداشتي جاي ستاره هاي سينما باشي؟ مشغوليت ذهني من چيز ديگري بود. فقط درس مي خواندم و ورزش مي كردم. وضعيت خانوادگي من اين طور اقتضا مي كرد. پدرم خيلي علاقه مند بود كه من رشته ايشان را ادامه دهم و من خودم هم دوست داشتم دندانپزشك شوم. سه سال رياضي خواندم و بعد سال چهارم به رشته تجربي رفتم. البته سال سوم دبيرستان در همان رشته پدرم يعني مكانيك قبول شدم و در اين رشته ادامه تحصيل دادم. - چه شد كه به سمت موسيقي رفتي؟، فكر كنم بدون استاد هم ساز زدن را ياد گرفتي. . . بله. يك مدت پيانو مي زدم و بعد گيتار را شروع كردم. - خودت موسيقي را دوست داشتي يا بيشتر تمايل خانواده بود؟، چون بعضي پدر و مادرها بچه را مجبور مي كنند حتماً يك هنر مثل موسيقي را ياد بگيرد. . . نه اتفاقاً آنها خيلي به اين مساله علاقه مند نبودند. من گيتار را بدون استاد شروع كردم و بعد هم بين سال هاي 76 تا 77 گروه آريان را با چند نفر از دوستان تاسيس كرديم. سال 79 هم اولين كنسرت مان را در تهران برگزار كرديم. البته قبل از آن دو بار در قشم و كيش هم كنسرت داده بوديم. الان هم نزديك به سه سال است كه پركاشن را به صورت حرفه يي مي زنم. - آن موقع تصميم نداشتي كه موسيقي را به صورت حرفه يي دنبال كني و مثلاً سرانجام آهنگساز شوي؟ چرا. دوست داشتم نوازنده بشوم و از اين كار خوشم مي آمد ولي شرايط جور ديگري رقم خورد. - و سرانجام هم موسيقي عامل ورودت به سينما شد. . . بله. سال 79 آقاي ايرج قادري را در شمال ديدم و ايشان را براي كنسرتي كه 15 فروردين در تهران داشتيم دعوت كردم. ايشان هم بعد از كنسرت از من براي بازي در فيلم «سام و نرگس» دعوت كردند. - فيلم هاي ايرج قادري را ديده بودي؟ بيشتر قادري را به عنوان بازيگر مي شناختي يا كارگردان؟ هم بازيگر و هم كارگردان. - بازي كردن برايت سخت نبود؟ خيلي سخت بود چرا كه من اصلاً تا آن زمان دوربين نديده بودم. بالاخره يكسري از عزيزاني كه الان بازيگر هستند، در كلاس هاي بازيگري شركت كرده اند يا در پشت صحنه فيلم ها رفت و آمد داشته اند و با آن جو آشنا هستند. اما براي من كه هيچ گونه آشنايي يا پيش زمينه ذهني نداشتم، جلوي دوربين رفتن خيلي سخت بود. - بعد از اولين فيلمت از ادامه كار در سينما پشيمان نشدي؟، پيش خودت نگفتي همين اولين تجربه كافي است؟ ديگر دست خودم نبود. هنوز اولين فيلمم «سام و نرگس» اكران نشده بود كه پيشنهادهاي زيادي به من شد. - اين پيشنهادها چطور مي آمد؟ مي آمدند سر صحنه و من را مي ديدند. ورود يك بازيگر جديد براي كارگردان ها جذاب بود. الان هم اگر يك بازيگر جديد وارد شود، بعضي كارگردان ها كنجكاو مي شوند و مي آيند او را بررسي مي كنند. هنوز «سام و نرگس» اكران نشده بود كه من براي دو فيلم «زمانه» و «شام آخر» قرارداد بستم. - براي «زمانه» چطور انتخاب شدي؟ چون نقشت جوري بود كه فيزيك و چهره ات چندان به كار نمي آمد. بيشتر نقش روي يك ويلچر بود. . . به ما گفتند كار جشنواره يي است و آقاي صلاحمند دستيار آقاي بيضايي و چند كارگردان مطرح ديگر بوده اند. من هم ديدم در اين فيلم چهره زياد ملاك نيست و بايد نقش يك جانباز را كه بيشتر روي يك ويلچر است بازي كنم. فكر مي كردم مي توانم يك كار متفاوت انجام دهم، اما در مجموع «زمانه» را جزء فيلم هاي دوست داشتني ام حساب نمي كنم. - فكر مي كنم براي اين نقش در آن برهه زماني خيلي زحمت كشيدي. . . من 4 ماه تمام از صبح تا شب روي ويلچر بودم. از يك ماه قبل هم اين ويلچر در اختيارم بود تا به آن مسلط شوم. حدود 25 تا 30 روز هم خودم جداگانه تمرين مي كردم ولي سرانجام آن نتيجه يي را كه مي خواستم نگرفتم.
__________________ الهی از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام از انس و جن شرمنده ام که همه در کار خود استوارند و این سست عهد ناپایدار ----------------------------------------------------------- دیدن زنده برنامه ها و مسابقات با فرکانس های مخفیwww.satelliweb.com | |||||||||||
| |
| | #6 | |||||||||||
| مديربخش كامپيوتر ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: January 6th, 2007
نوشته ها: 336
سطح دانش: 17 [ ]سابقه در سایت: 0 / 403 Thanks: 205
Thanked 414 Times in 204 Posts
قدرت اعتبار: 3 | - به لحاظ بيروني نتيجه نگرفتي، از لحاظ دروني چطور؟ آن اتفاقي كه فكر مي كرديم، نيفتاد. - براي خودت چطور؟ تجربه اش از نظر بازيگري برايت خوب نبود؟ چرا، البته براي كار دومي كه نسبت به كار اولم شايد ده روز هم بين شان فاصله نبود، قابل قبول است. - براي بازي در «شام آخر» چگونه انتخاب شدي؟ «شام آخر» را خيلي دوست دارم. آقاي اصغر هاشمي به همراه آقاي جيراني آمده بودند سر صحنه «زمانه» تا براي يك فيلم با گلشيفته فراهاني صحبت كنند. ايشان نيم ساعتي سر صحنه بودند و بعد قراري با من گذاشتند و بازي در «شام آخر» قطعي شد. - در مورد «بالاي شهر، پايين شهر» هم مي خواهي توضيحي بدهي؟، فيلمنامه يي را براي شما مي آورند و مي گويند مثلاً اين نقش را آقاي جمشيد هاشم پور بازي مي كند و آن يكي را يا خانم كريمي بازي مي كند يا خانم ليلا حاتمي. اين نقش هم براي شماست و مثلث اصلي شما سه نفر هستيد. دستمزد خوبي هم مي دهند احساس مي كني فيلمنامه هم آبرومند خواهد شد و سرانجام قرارداد را امضا مي كني. وقتي براي فيلمبرداري به اصفهان مي روي مي گويي كه پس آقاي هاشم پور كجا هستند، جواب مي دهند كه ايشان سر كار ديگري بوده اند. بعد هم مي گويند كه خانم كريمي و حاتمي هم گرفتار بوده اند و نتوانسته اند به اصفهان بيايند. بعد بين تهيه كننده و كارگردان اختلاف مي افتد و... - بعد از اينكه اين سه فيلم اكران شد و نتيجه كار را روي پرده ديدي، از حضور در سينما پشيمان يا دلزده نشدي؟ به هدفت رسيده بودي؟ من هدفي كه در ذهن دارم و به دنبال آن هستم را با جديت تمام دنبال مي كنم. شايد در دو سه كار اولم آن نتيجه يي كه مي خواستم را نگرفتم ولي آن چيزي كه دوست داشتم، در فيلم «بوتيك» اتفاق افتاد اما متاسفانه فيلم با بداقبالي مواجه شد. - برايت مهم بود كه فيلم در بخش مسابقه باشد؟ مگر ممكن است مهم نباشد؟ من «بوتيك» را خيلي دوست داشتم و براي آن خيلي زحمت كشيدم. فكر مي كنم اگر فيلم در بخش مسابقه بود، زحمات تك تك عوامل ديده مي شد. فكر مي كنم تدوين آقاي موييني حتماً جايزه مي گرفت يا كارگرداني آقاي نعمت الله حتماً ديده مي شد يا مثلاً فيلمبرداري آقاي كلاري. - فكر مي كنم فيلم را چون با دوربين ديجيتال گرفته بودند، خوب ديده نشد و به مسابقه نرفت... يعني بايد عوامل فيلم ناديده گرفته شوند چون فيلم با ويدئو گرفته شده؟، يعني هيات انتخاب چون فيلم با Dv گرفته شده، آن را به بخش مسابقه راه نداده؟ - فكر مي كنم اصلي ترين دليل همين باشد. پس من براي اين هيات انتخاب واقعاً متاسفم. اين را حتماً بنويسيد. بازيگر يا بقيه عوامل چه تقصيري دارند؟ - فكر مي كني نوع گريم و چهره ات در «بوتيك» چقدر روي بازي ات تاثير گذاشته؟ بعد از چند فيلم اولت كه بيشتر از فيزيك و نوع چهره ات استفاده شده بود، در بوتيك ديگر شمايل آن استار سينما را نداشتي... اين مساله هم كمك مي كند و بي تاثير نيست... - آن زمان مدل يك شركت تبليغاتي هم بودي. اين به هم ريختن تيپ و قيافه برايت مشكل نبود؟ نه اصلاً. در كارهاي مختلف گريم به آدم كمك مي كند. مثلاً در «سام و نرگس» كه كار اولم بود، در انتهاي فيلم رفتم و موهايم را از ته تراشيدم. در فيلم بايد به زندان مي رفتم و كارگردان دوست نداشت من اين كار را بكنم اما من اين كار را با جلب رضايت ايشان انجام دادم. - اين مساله مربوط به اول كارت است و هر چه جلوتر مي رويم اوضاع فرق مي كند و تو بيشتر در جايگاه يك ستاره قرار مي گيري... و البته هرچه جلوتر مي رويم من حرفه يي تر هم مي شوم. - درست ولي تيپ و قيافه تو با آن ظاهر آراسته براي تماشاگر جا مي افتد و تماشاگر محمدرضا گلزار را با ظاهر مرتب و لباس شيك مي پسندد. اين مساله كار را براي بازيگر سخت مي كند، نمي كند؟ براي من سخت نيست. اگر الان قرار باشد يك فيلم بازي كنم كه در آن لازم باشد بروم موهايم را از ته بتراشم هم اين كار را مي كنم. - راستي چه شد كه در «بوتيك» بازي كردي؟ از تجربه «زمانه» و كار با يك فيلم اولي ديگر نترسيدي؟ درست مي گويي. اما به هر حال فيلم در هدايت فيلم توليد مي شد و قبل از اينكه سر كار بروم، چند روزي با آقاي نعمت الله در مورد كار صحبت مي كرديم. طرز فكر ايشان را خيلي دوست داشتم و از صميميت شان خيلي خوشم مي آمد. بسيار خوشحالم كه اين كار را با آقاي نعمت الله انجام دادم. - بعد از بوتيك دوباره با ايرج قادري همكاري كردي و بازي در فيلم «چشمان سياه». من بازي در اين فيلم را فقط و فقط به خاطر حضور آقاي قادري پذيرفتم و حتي بدون خواندن فيلمنامه قراردادش را امضا كردم. وقتي آقاي قادري به من زنگ زدند، گفتم حتي اگر بازي من يك پلان هم باشد، انجام مي دهم.
__________________ الهی از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام از انس و جن شرمنده ام که همه در کار خود استوارند و این سست عهد ناپایدار ----------------------------------------------------------- دیدن زنده برنامه ها و مسابقات با فرکانس های مخفیwww.satelliweb.com | |||||||||||
| |
| | #7 | |||||||||||
| مديربخش كامپيوتر ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: January 6th, 2007
نوشته ها: 336
سطح دانش: 17 [ ]سابقه در سایت: 0 / 403 Thanks: 205
Thanked 414 Times in 204 Posts
قدرت اعتبار: 3 | - از نتيجه راضي هستي؟ ناراضي نيستم. - بعد هم دوباره با يك كارگردان كار اولي ديگر در «زهر عسل» همكاري كردي. كلاً با تازه كارها تجربه زياد داشته يي. از ميان 14 فيلمي كه بازي كرده يي پنج كار با كارگردانان فيلم اولي ديده مي شود. اين تصادفي بوده؟ ما هم اول كه وارد سينما شديم كاراولي بوديم. در ارتباط با كار ابي(ابراهيم شيباني) هم آقاي جهانگير كوثري با من تماس گرفتند و گفتند همه داريم دست به دست مي دهيم تا يك فيلم خوب جمع شود. ابي هم جوان باهوش و مستعدي است. - اين تمايل به كار با كاراولي ها به خاطر پيشنهاد پذيرتر بودن آنها نيست؟ تا حدودي چرا. الان هم ترجيح مي دهم اگر دو فيلمنامه يكسان از دو كارگردان قديمي كار و فيلم اولي پيش رويم باشد، با كاراولي همكاري كنم. بعضي كارگردان هاي قديمي چندان پيشنهادپذير نيستند و با آنها مشكل دارم كه در كارهاي اخيرم نتايجش ديده مي شود. - يعني واقعاً به مشكل برمي خوري؟ بله، قبل از اينكه كار شروع شود همه اين قول را مي دهند كه مي رويم و در طول كار با هم بحث مي كنيم و به نتيجه مشترك مي رسيم ولي وارد كار كه مي شوي فقط بايد دستور عوامل را اجرا كني. - اين به نظرت ناخوشايند است؟ بله، بسيار ناخوشايند است. من از نتايج چند كارم به شدت ناراضي ام. به خصوص اينكه در يك كار بازيگردان هم داشتيم و حتي بازيگردان با كارگردان هم به نتيجه واحد و مشترك نمي رسيدند چه برسد با من بازيگر. - خب اين ناهماهنگي و اختلاف سليقه است ولي اگر آدم يك كارگردان را بشناسد و از توانايي او آگاه باشد، فيلمنامه هم كه مشخص است، در اين صورت فكر نمي كنم مشكل چنداني به وجود بيايد... اگر همه عوامل خوب باشند و دست به دست هم بدهند، آن اتفاق خوشايند مي افتد ولي اگر به عنوان مثال فيلمنامه ضعف داشته باشد و كارگردان هم كارش را بلد باشد، دست آخر بايد همان فيلمنامه بد را اجرا كني حتي اگر قبل از فيلمبرداري به تو اين قول را داده باشند كه اين فيلمنامه اصلاح مي شود. - براي اصلاح فيلمنامه خيلي نظر مي دهي؟ من سر فيلمبرداري خيلي انرژي مي گذارم و اگر نتيجه چند كار آخر را بخواهي بررسي كني، مثلاً با خانم ميلاني سر فيلم «آتش بس» ساعت ها مي نشستيم و صحبت مي كرديم. نتيجه خوبي هم دست آخر گرفتيم. -«سيزده گربه روي شيرواني» تجربه عجيبي بود. از اينكه شكل فانتزي كار درنيايد، نترسيدي؟ فانتزي بودنش من را نترساند. آقاي شريفي نيا آمدند و گفتند آيا با اين عوامل و با اين بودجه، اين فيلم مي تواند بد باشد؟، البته فيلم بدي از كار درنيامده و با آن تروكاژهايي كه براي اولين بار در ايران استفاده مي شد، نتيجه رضايت بخش است. اما حاصل كار با چيزي كه ابتدا در تصور ما وجود داشت، متفاوت است. من براي آن كار انرژي بسيار زيادي گذاشتم و در روز پنج ساعت و نيم زير گريم بودم. مثلاً ساعت چهار و نيم بعدازظهر آقاي معيريان گريم من را آغاز مي كردند و ساعت ده شب گريم تمام مي شد. مثلاً من دوست داشتم ريزه كاري هاي گريم بازيگران به صورت كلوزآپ ديده شود، اما خيلي از پلان ها به صورت لانگ شات گرفته شد. به هر حال در مجموع قول هايي كه به ما داده شده بود، عملي نشد. البته شايد توقع ما بالا رفته بود و انتظار ساخت سوپرمن داشتيم، خب بضاعت سينماي ما در همين حد است و با توجه به اين توانايي، «سيزده گربه روي شيرواني» تجربه بدي نيست. - در اين سال ها كه موقعيت ات به عنوان يك ستاره در حال تثبيت بود، فروش فيلم هايت را دنبال مي كردي و برايت مهم بود؟ پولش كه قرار نبود در جيب من برود. برايم چندان مهم نبود. - بالاخره تاثير غيرمستقيم روي روند كارت داشت. اگر فيلم هاي يك بازيگر بفروشد جايگاه او به عنوان يك استار محكم تر مي شود. الان برايت توضيح مي دهم كه آنچنان تاثيري ندارد. اگر يك بازيگر بخواهد تمام تمركزش را روي درآمد در سينما بگذارد، برايش حاصل چنداني ندارد. براي من فروش هيچ وقت مهم نبوده بلكه استقبال و رضايت مردم برايم اهميت داشته است. دوست دارم كارم مورد پسند مردم باشد. بازتاب كارم در ميان مردم، برايم خيلي مهم است. جلوتر كه برويم راجع به بازتاب هاي مردم هم برايت مي گويم. - بعد از سيزده گربه مدتي كم كار بودي و بعد به سراغ «كما» رفتي. فكر كنم تهيه كننده در انتخاب هايت مهمترين نقش را داشته است؛ فيلمنامه و كارگردان يك طرف و تهيه كننده يك طرف ديگر. آن زمان بله ولي الان بيشترين تمركزم روي فيلمنامه است. ديگر دوست ندارم با يك فيلمنامه ضعيف به اميد اينكه سر فيلمبرداري درست مي شود، سر كار بروم. مثلاً «كلاغ پر» اين فيلمنامه يي كه ديديد نبود. منتها من براساس قولي كه به تهيه كننده براي انجام يك كار داده بودم، در فيلم بازي كردم. بگذار وقتي به «كلاغ پر» رسيدم توضيح مي دهم.
__________________ الهی از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام از انس و جن شرمنده ام که همه در کار خود استوارند و این سست عهد ناپایدار ----------------------------------------------------------- دیدن زنده برنامه ها و مسابقات با فرکانس های مخفیwww.satelliweb.com | |||||||||||
| |
| | #8 | |||||||||||
| مديربخش كامپيوتر ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: January 6th, 2007
نوشته ها: 336
سطح دانش: 17 [ ]سابقه در سایت: 0 / 403 Thanks: 205
Thanked 414 Times in 204 Posts
قدرت اعتبار: 3 | - راجع به «كما» مي گفتي. . . آقاي فرح بخش به من فيلم را پيشنهاد دادند و من آن زمان درگير بودم و تمايلي به انجامش نداشتم. اما بعد از صحبت هايي كه انجام شد، بازي در «كما» را قبول كردم و خيلي خوشحالم كه با آقاي معيريان همكاري كردم. ايشان بسيار بااستعداد و باهوش هستند. - از نتيجه كار راضي بودي؟، حس مي كنم در اين فيلم انگار يك مقدار از يخ بازي ات شكسته شد. البته به غير از تجربه كاملاً متفاوت «بوتيك». . . اگر «بوتيك» را كنار بگذاريد، از سال 79 كه اولين تجربه ام را در «سام و نرگس» پشت سر گذاشته ام، تا سال 82 كه «كما» فيلمبرداري شده، در مجموع مي شود سه سال. حالا اگر من فيلم هاي سه سال اول دوره كاري بهترين بازيگران سينماي ايران را جلويتان بگذارم، شايد اصلاً اسم بعضي از فيلم هايشان را هم نشنيده باشيد. - خب اين هم از دردسرهاي توي چشم بودن است. شرايط تو خيلي فرق مي كند. «كما» فروش خوبي كرد. تصور چنين فروشي را داشتي؟ من فكر مي كنم همان انرژي و حس و حالي كه عوامل هنگام فيلمبرداري دارند، به جلوي دوربين و بعداً به پرده سينما و تماشاگر منتقل مي شود. يعني موقع فيلمبرداري فيلم هاي «آتش بس»، «كما» يا «توفيق اجباري» كه جزء ركورددارهاي فروش هستند، ما همين حس را داشتيم كه اين اتفاق مي افتد. من آن زمان مطمئن بودم كه فيلم «كما» در آن شرايط با آن قيمت بليت، چنين فروشي مي كند. - بعد هم در «گل يخ» بازي كردي كه قرار بود برداشتي از «سلطان قلب ها» باشد. . . از همان اول صحبتش بود كه اين فيلم به ياد مرحوم فردين ساخته شود. از من هم خواستند كه در اين فيلم بازي كنم و خيلي هم خوشحالم كه من را انتخاب كردند. من آقاي پوراحمد و همچنين كارهاي ايشان را خيلي دوست داشتم. ايشان آمدند كه در اين فيلم يك قالب ديگر را تجربه كنند. از نتيجه ناراضي نيستم و حداقل اينكه من تلاش خودم را كرده ام. - از مقايسه «گل يخ» با «سلطان قلب ها» و خودت با مرحوم فردين نمي ترسيدي؟ نه، چه ترسي؟، البته «سلطان قلب ها» در زمان خودش به بهترين نحو ممكن ساخته شده بود. اينكه بتوانيم يك يادآوري از آن عزيز از دست رفته كنيم و من هم بتوانم تجربه يي با يك كارگردان خوب داشته باشم، برايم جالب بود. - واقعاً از نتيجه اكثر فيلم هايت راضي هستي؟ به جرات مي توانم بگويم كه من با تمام انرژي ام در اين فيلم ها بازي كرده ام و از نتيجه كار خودم كاملاً راضي هستم. توان من در آن لحظه همان بوده كه ديده ايد و من هيچ كوتاهي براي نقش هايم نكرده ام. شايد در نتيجه كلي كار، شرايط و عوامل دست به دست هم نداده اند. شايد خودم در انتخاب فيلمنامه اشتباه كرده ام و مسائلي از اين دست. اما به هر حال اين فيلم به فيلم بهتر شدن را در بازي ام حس مي كنم. - بعد هم نوبت به «آتش بس» و ركوردشكني رسيد. . . بله. مدتي بعد از «گل يخ» من كار نكردم و در سفر بودم. - سفر از روي اجبار بود؟ نه. اجباري نبود. تفريحي رفته بودم. - فكر مي كردي از «آتش بس» چنين استقبالي بشود؟ در پشت صحنه اين فيلم اتفاق هايي مي افتاد كه من مطمئن بودم نتيجه كار خوب خواهد شد. روز اول فيلمبرداري من فروش فيلم را براي تهيه كننده نوشتم. نوشتم كه من حدس مي زنم «آتش بس» اينقدر در تهران مي فروشد. - چقدر حدس زدي؟ نوشتم در تهران 600 ميليون تومان به بالا. بعد هم همه خنديدند، - پس از اينجا به بعد فروش فيلم برايت مهم شده بود؟ از اول هم برايم مهم بود. البته فروش نه، بلكه بازتابي كه از مردم مي گيريم. اينكه يك نفر بگويد من آتش بس را بارها ديده ام يا اينكه هر شب قسمت هايي از آن را تماشا مي كنم، برايم لذت بخش است. من روي اين فيلم خيلي انرژي گذاشتم و ما فكر مي كرديم فيلم در بخش مسابقه جشنواره حضور پيدا مي كند. اين يكي را ديگر با Dv نگرفته بودند كه به اين خاطر به بخش مسابقه نرود.
__________________ الهی از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام از انس و جن شرمنده ام که همه در کار خود استوارند و این سست عهد ناپایدار ----------------------------------------------------------- دیدن زنده برنامه ها و مسابقات با فرکانس های مخفیwww.satelliweb.com | |||||||||||
| |
| | #9 | |||||||||||
| مديربخش كامپيوتر ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: January 6th, 2007
نوشته ها: 336
سطح دانش: 17 [ ]سابقه در سایت: 0 / 403 Thanks: 205
Thanked 414 Times in 204 Posts
قدرت اعتبار: 3 | - «آتش بس» اصلاً قابل قياس با «بوتيك» نيست. اين فيلم خيلي ضعف و ايراد دارد. «آتش بس» فيلم آبرومندي است. مي خواهي چند تا از فيلم هاي بخش مسابقه آن سال جشنواره را نام ببرم كه خيلي از «آتش بس» ضعيف تر بودند؟، من نمي گويم فيلم خانم ميلاني جايزه بگير و جشنواره يي بوده ولي فيلم بي آبرويي هم نيست. گويا دليل شان اين بود كه «آتش بس» فيلم آموزنده يي نيست، - البته فكر مي كنم بهتر شد كه «آتش بس» در جشنواره نشان داده نشد. چرا كه در اين صورت اصلاً فروش ميلياردي نمي كرد و فيلم دست مالي مي شد... شايد هم اين اتفاق به نفع گيشه فيلم شد اما براي من به عنوان بازيگر تفاوت زيادي نمي كرد. - از فروش ميلياردي «آتش بس» چيزي نصيبت شد؟ يك چيز بگويم، بابت فروش فيلم «آتش بس» به عنوان هديه دوتا سكه من گرفتم و دو تا سكه هم خانم افشار. مي خواهم بدانيد فروش فيلم ها هيچ بازتابي براي بازيگر ندارد. - ولي نمي توان منكر شد كه يك فيلم پرفروش جايگاه يك بازيگر را به عنوان سوپراستار تثبيت مي كند. . . براي من هيچ فرقي نمي كند و جوابم را از مردم مي گيرم. اين نه شعار است و نه چيز ديگري. در مورد «آتش بس» يادم هست 7 بعدازظهر مي رسيدم خانه و يك ساعت بعدش مي نشستم و تا نيمه هاي شب روي فيلمنامه كار مي كردم. صبح هم يك ساعت زودتر سر صحنه مي رفتم و با خانم ميلاني پلان هاي آن روز را بررسي مي كرديم. - زوج هنري ات با مهناز افشار در اين فيلم كاملاً براي تماشاگر جا افتاد. فكر مي كني اين زوج تا چه زماني جواب مي دهد؟ بهتر نيست اين زوج بازيگري كه تماشاگرپسند است براي هر كاري خرج نشود؟ مهناز افشار همبازي بسيار خوبي براي من در سينماست ولي فكر مي كنم درست مي گويي. مثلاً در مورد فيلمي مانند «كلاغ پر»، من فيلمنامه را اصلاً دوست نداشتم. البته اين چيزي هم كه روي پرده مي بينيد، نجات يافته آن فيلمنامه اوليه است. من تنها به خاطر قولي كه به آقاي فرح بخش داده بودم، مجبور بودم در اين فيلم بازي كنم. - هردو شما اين قول را داده بوديد؟ خانم افشار را نمي دانم و در جريان قرارداد ايشان نيستم. - در اين سال ها چند تجربه بود كه به ثمر نرسيد و اگر انجام مي شد، قطعاً در كارنامه بازيگري ات تحولي به وجود مي آمد. يكي «سربازهاي جمعه» مسعود كيميايي، ديگري «مهمان مامان» داريوش مهرجويي و اين اواخر هم «لبه پرتگاه» بهرام بيضايي. ماجرا چه بود؟، به هر حال براي هر بازيگري همكاري با آقاي كيميايي خيلي جذاب است اما فكر مي كنم از اينكه در «سربازهاي جمعه» بازي نكردم، چندان هم ناراضي نيستم. اما در مورد «مهمان مامان» واقعاً خودم هم نفهميدم كه چه اتفاقي افتاد. قرار بود در اين فيلم بازي كنم و بسيار هم انرژي گذاشته بودم. من به اتفاق آقاي پورشيرازي، خانم آدينه و امين حيايي هر روز در دورخواني هاي فيلمنامه حضور داشتيم. من آن موقع همزمان مشغول بازي در فيلم «كما» هم بودم و با تمام مشغله ام در جلسات «مهمان مامان» هم حضور پيدا مي كردم. قرار بود نقش معتاد را من بازي كنم و حتي ابزار گردو شكستن را هم تهيه كرده بودم و با آن تمرين مي كردم. آقاي مهرجويي هم در جريان بودند و از اين داستان خيلي هم استقبال شده بود. يك تيپ بامزه يي هم قرار بود داشته باشم. فكر مي كنم طنز موقعيت را هم خوب مي شناسم و نقش خوبي از آب درمي آمد. اما يك روز آقاي حيايي كه با هم در «كما» بازي مي كرديم، به من گفت كه برويم سر صحنه «مهمان مامان». من به امين گفتم كه كسي با من تماس نگرفته و تو برو ببين داستان چيست. امين رفت و ديد كس ديگري آنجا حضور دارد و قرار است شخص ديگري نقش را بازي كند. من هم پيش خودم گفتم كه حتماً مرا نخواسته اند. اما اواسط فيلمبرداري «مهمان مامان»، آقاي مهرجويي به امين گفته بود گلزار خيلي بدكاري كرد كه سر كار ما نيامد. به ايشان طوري منتقل كرده بودند كه من از اين كار انصراف داده ام. درحالي كه من كاملاً براي حضور در پروژه آماده بودم. - يعني با هم اصلاً تماس و ارتباط نداشتيد؟ آقاي مهرجويي معمولاً براي فيلم هايشان شخصي را براي كستينگ كار مي گذارند. اين شخص هم منتقل كرده بود كه گلزار براي اين فيلم نمي آيد و من كسي را آماده به جاي او دارم كه حتي تمريناتش را هم انجام داده است. - مشكلي با اين شخص داشتيد؟ من ريشم را براي فيلم «كما» زده بودم و براي «مهمان مامان» بايد ته ريش مي گذاشتم. جالب اينكه گذاشتن اين ته ريش براي من حداكثر دو تا سه روز وقت مي برد و بين كار «كما» تا «مهمان مامان» حداقل 10 روز فاصله بود، شايد عوامل ناراحت شده بودند كه چرا من براي اين كار از آنها اجازه نگرفته ام، خب من هم براي زدن ريشم وقتي تحت قرارداد پروژه يي نيستم، اجازه نمي گيرم. - بعد از «آتش بس» در «تله» بازي كردي. از نتيجه راضي هستي؟ من بازي در «تله» را فقط به خاطر اسم آقاي سيروس الوند قبول كردم. فكر كنم همين يك جمله كافي باشد. در ضمن آقاي الوند يكي از اعضاي هيات انتخاب جشنواره بودند... - در زمان «بوتيك»؟ نه، «آتش بس». - پس بايد تحريم مي كردي و در فيلمش بازي نمي كردي، آخر گفتند به فيلم راي مثبت داده اند،(مي خندد) - «لبه پرتگاه» چه شد؟ حرف هاي ضد و نقيضي در مورد به سرانجام نرسيدن اين پروژه شنيده شد. حتي پاي تو هم به عنوان يكي از دلايل ساخته نشدن فيلم، در اين شايعات به ميان آمد. ماجرا چه بود؟ با همه بازيگران تماس گرفته مي شد و از آنها تست مي گرفتند. مثلاً براي دوست عزيزم آقاي حيايي كه در مشهد مشغول كار بودند، بليت گرفته شد تا براي تست به تهران بيايند. از بازيگران زيادي براي اين نقش تست گرفته شد. - نقش مورد نظرشان چه بود؟ يك سوپراستار و بازيگر معروف سينما. - فيلمنامه را خوانده بودي؟ آن موقع نه. فقط كليات نقش را مي دانستم. - مي دانستي كه در كار با بيضايي بايد مو به موي فيلمنامه با جزئيات اجرا شود و او اصلاً پيشنهادپذير نيست؟ بله. من بعداً فيلمنامه را واو به واو حفظ كرده بودم. آن روزي كه نوبت تست دادن من بود، قبلش 5 بازيگر ديگر سينما تست داده بودند و من نفر ششم بودم. وقتي در اتاقي ديگر پيش يكي از عوامل فيلم بودم، دستيارهاي آقاي بيضايي آمدند و مي خواستند به سرعت دو فيلم آخر من را تهيه كنند تا آقاي بيضايي ببينند. گفتم ماجرا چيست و گفتند كه آقاي بيضايي همين امروز مي خواهند چند كار آخر تو را مانند «آتش بس» تماشا كنند. قرار بود آقاي بيضايي تا دو روز بعد نتيجه را اعلام كنند. بعد هم آقاي عليرضا شمس، دستيار آقاي بيضايي، با من تماس گرفتند و گفتند آقاي بيضايي شما را انتخاب كرده اند و هيچ انتخاب دومي هم بعد از شما وجود ندارد. در ليست بازيگران من و آقاي مديري به تنهايي بوديم و براي بقيه بازيگران چند گزينه وجود داشت. بعد در دفتر با آقاي بيضايي مشغول صحبت شديم و ايشان به طراح صحنه (كيوان مقدم) گفتند كه به منزل من بيايند تا لباس ها را بررسي كنند. بعد هم با افشين هاشمي كه دستيار آقاي بيضايي بود، يكسري تمرينات تئاتري را شروع كرديم.
__________________ الهی از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام از انس و جن شرمنده ام که همه در کار خود استوارند و این سست عهد ناپایدار ----------------------------------------------------------- دیدن زنده برنامه ها و مسابقات با فرکانس های مخفیwww.satelliweb.com | |||||||||||
| |
| | #10 | |||||||||||
| مديربخش كامپيوتر ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: January 6th, 2007
نوشته ها: 336
سطح دانش: 17 [ ]سابقه در سایت: 0 / 403 Thanks: 205
Thanked 414 Times in 204 Posts
قدرت اعتبار: 3 | - هنوز هم فيلمنامه را نخوانده بودي؟ چرا، فيلمنامه دستم بود و با افشين هاشمي فيلم هاي آقاي بيضايي را از همان اولي تا آخري ريز به ريز شروع به ديدن و بررسي كرديم. حتي آقاي بيضايي تماس گرفتند و گفتند كه تئاتري روي صحنه است و برو آن را حتماً ببين. ما هر روز جلسات تمرين تئاتر داشتيم. - چه تئاتري بود؟ يادت هست؟ آخرين روز اجراي تئاتر«همسايه آقا» كار آقاي حسين كياني بود. اين نمايش را روي صحنه ديديم. در اين گيرودار يكسري تغيير و تحولاتي در رابطه با مسائل تهيه كنندگي كار پيش آمد كه آقاي بيضايي حاضر به قبول آن نبودند. ظاهراً دوست داشتند كه بعضي بازيگران در فيلم حضور پيدا كنند كه آقاي بيضايي به اين كار رضايت ندادند. - اصلاً اين حرف ها مطرح نبود كه تو از پس تمرينات سخت برنيامده يي؟ من خودم اصرار داشتم كه اين تمرينات تئاتري برگزار شود و با گروه تئاتر آقاي بيضايي براي برگزاري جلسات تماس مي گرفتم. ما از نرمش هاي تئاتر شروع كرديم، تا فن بيان و مسائل ديگر. آقاي بيضايي هم بسيار راضي بودند. منتها يكسري اتفاقاتي افتاد كه بسيار عجيب بود. شرايط تازه يي پيش آمده بود كه من آنها را نپذيرفتم و بعد از آن چند بازيگر معروف سينما به آقاي بيضايي معرفي شدند و ايشان هيچ كدامشان را نپذيرفتند. بعد هم يك بازيگر تازه كار به آقاي بيضايي معرفي شد كه اصرار زيادي روي حضور او در اين فيلم وجود داشت كه من اول دليلش را نفهميدم. بعداً كه با آقاي بيضايي نشستيم و صحبت كرديم، به اين نتيجه رسيديم كه شايد تهيه كننده ديگر تمايلي به تهيه اين فيلم نداشته است. حالا به هر دليلي. - آقاي بيضايي بيشتر روي چه نكاتي در بازي ات تاكيد داشتند؟ و آيا بعد از اين تمرينات نگاهت به بازيگري عوض نشد؟ ما از تمرينات پايه يي تئاتر شروع كرديم و بعد روي فيلمنامه متمركز شديم. تجربه بسيار خوبي بود و از اين بابت بسيار خوشحالم. - به كار تئاتر علاقه مند نشدي؟ چرا خيلي. من تئاتر را زياد پيگيري نمي كردم. پيشنهاد هم داشتم ولي دوست دارم فعلاً كار سينما را ادامه دهم. متاسفانه شرايط كار با آقاي بيضايي پيش نيامد. بعد هم عده يي آمدند و از شرايط سوء استفاده كردند كه آقاي بيضايي ما را مي خواسته است، خب اگر آقاي بيضايي شما را مي خواسته، با هم كار مي كرديد ديگر، چرا حتي يك جلسه هم سر تمرينات حاضر نشديد؟ اگر من به اجبار تهيه كننده سر پروژه آمده بودم، آقاي بيضايي هم كه من را انتخاب كرده بود و فيلم ساخته مي شد، مشخص است كه مشكل اينها نبوده و خيلي ها دوست دارند از اين شرايط بهره برداري كنند. - فكر مي كني به چه دليل آقاي بيضايي تو را انتخاب كرد؟ چه چيز جذابي براي او داشتي؟ با خود آقاي بيضايي در اين مورد حرف نزده ام. ولي دستياران شان مي گفتند بعد از تستي كه از من گرفته اند، گفته اند كه تصورشان اصلاً اين نبوده است. اين را هم بگويم كه «لبه پرتگاه» فيلم در فيلم در فيلم بود و من در اين فيلم قرار بود سه نقش مختلف داشته باشم. - فيلم آخرت «توفيق اجباري» يك ويژگي مهم دارد. فكر مي كنم تماشاي زندگي محمدرضا گلزار روي پرده سينما و ساخته شدن فيلم بر اساس شخصيت واقعي، فقط براي يك بار جذاب و جالب است. فكر مي كني الان زمان مناسبي براي اين كار بود؟ روي زمان اين كار و حتي نوع فيلمنامه حساسيت نداشتي؟ فيلم تا حدودي شبيه زندگي من است. هر بازيگري به خاطر نوع شغلش با محدوديت هايي روبه روست. من هم يا منزل هستم، يا به باشگاه مي روم يا سر فيلمبرداري هستم. فكر مي كنم فيلم در شرايط خوبي ساخته شد و براي مردم باورپذير است. بعضي نقدها را كه راجع به فيلم مي خوانم واقعاً زشت و زننده است. در جايي نوشته اند كه گلزار منزل خودش را به نمايش گذاشته تا پول به جيب تهيه كنندگان بريزد، آخر اين چه حرفي است خانه يي را كه تهيه كننده براي من انتخاب كرده بود، سمت ميدان قزوين قرار داشت و مسير برايم طولاني بود. وقت زيادي از من گرفته مي شد و فكر مي كنم براي مردم هم آن فضا باورپذيري نداشت. من گفتم اگر واقعاً سر موعد مقرر كار فيلمبرداري انجام مي شود، من حاضرم منزلم را در اختيار گروه بگذارم. - قرار بود كار در اين لوكيشن چند روزه گرفته شود؟ 11 روزه كه البته 29 روز طول كشيد، ديگر همه شب در خانه من مي ماندند. بعضي ها بيليارد بازي مي كردند، عده يي فيلم تماشا مي كردند و... البته گروه بسيار دوست داشتني بود و من عوامل را بسيار دوست داشتم. با هم دراين مدت واقعاً زندگي كرديم. - فيلمي مثل «توفيق اجباري» كه زندگي يك سوپراستار را به تصوير مي كشد، مي تواند دو حالت داشته باشد؛ هم طنزآميز باشد و هم حالت تراژيك به خود بگيرد. خودت كدام يك را بيشتري مي پسندي؟، هركدام حالت خاص خود را داشت. اما من شكل فعلي فيلم را مي پسندم. - فكر مي كني دوران ستارگي ات تا چه زماني ادامه دارد؟ سينماي ايران يك بدي كه دارد اين است كه بازيگران سينما به ندرت به سن ميانسالي مي رسند و به سرعت حذف مي شوند... حالا كو تا ميانسالي، . . . من mp3 زندگي مي كنم... اين كه شوخي بود. يك بار در مصاحبه تلويزيوني هم اين را گفته ام. خدا خواسته كه اين اتفاقات برايم بيفتد و تا زماني هم كه او بخواهد، همه چيز سرجايش خواهد بود. البته تلاشم را مي كنم كه انتخاب هايم روز به روز بهتر شوند. الان روي فيلمنامه حساسيت خاصي دارم. - با نگاهي به كارنامه هايت به نظر مي رسد در اين سال ها هدفت از بازيگري بيشتر اين بوده كه جايگاهت را به عنوان يك سوپراستار در سينما تثبيت كني و كمتر يك بازيگر تجربه گرا بوده يي. اين طور نيست؟ من از تجربه ترسي ندارم. گفتم كه اگر فيلمنامه يي را دوست داشته باشم، موهايم را هم از ته مي تراشم و هر گريمي را هم حاضرم قبول كنم. اما وقتي فيلمي مثل «بوتيك» را كار مي كني و آن برخورد با آن مي شود، آدم دلزده مي شود. بنابراين من هم منتظر يك اتفاق عجيب و غريب هستم كه ديگر هيچ اراده يي نتواند جلويش بايستد. - سمت تلويزيون قصد نداري بروي؟ چرا، اگر پيشنهاد خوبي باشد بدم نمي آيد. - يعني مقاومتي نداري؟ نه، از آقاي سامان مقدم براي سريالشان پيشنهاد داشتم. منتها همه چيز سريع بود و من فرصت بررسي نداشتم و درگير بررسي چند كار ديگر بودم. - حالا كه حرف تلويزيون شد، آيا در برنامه شب شيشه يي واقعاً مي خواستي قهر كني و برنامه را ترك كني؟ از جايي شنيدم كه اين مساله از قبل طراحي شده بوده... اين اتفاق از طرف من برنامه ريزي شده بود نه برنامه. آقاي رشيدپور به من گفت من هر سوالي را كه مي خواهم مي توانم بپرسم؟، من گفتم بپرس فقط وارد حريم شخصي من نشو. - اين حريم شخصي كمي گسترده نبود؟ به نظر مي رسد هر انتقادي كه مي كرد تو سريع گارد مي گرفتي... نه، هر انتقادي كه مي خواست كرد. گفت فيلم هايت چنگي به دل نمي زند، تو به خاطر چشم هاي سبزت به سينما آمدي و... ديگر چه بايد مي گفت، من مي دانستم مي خواهد برنامه را چطور شروع كند و آن ري اكشن را از پيش طراحي كرده بودم.
__________________ الهی از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام از انس و جن شرمنده ام که همه در کار خود استوارند و این سست عهد ناپایدار ----------------------------------------------------------- دیدن زنده برنامه ها و مسابقات با فرکانس های مخفیwww.satelliweb.com | |||||||||||
| |
| برچسب ها |
| متغرقه , خبرهای |
| ابزارهای موضوع | |
| |
| ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| کلی خبرهای داغ ( استفاده +Canal از VIACSES 2.6 ) | Raminmetal | فرکانس ها،خبرها و مطالب ماهوارهای جدید | 6 | Wednesday 6 December 2006 10:22 PM |
| خبر جدیدو مهم: خبرهای بد در مورد Tps | Raminmetal | فرکانس ها،خبرها و مطالب ماهوارهای جدید | 12 | Thursday 30 November 2006 11:08 AM |
| کلی خبرهای جدید: استفاده Digiturk از سیستم Irdeto2 | Raminmetal | فرکانس ها،خبرها و مطالب ماهوارهای جدید | 0 | Sunday 19 November 2006 11:20 AM |
| خبرهای جدید در باره Showtime و هک شدن canalsat و cyfra | Raminmetal | فرکانس ها،خبرها و مطالب ماهوارهای جدید | 0 | Wednesday 15 November 2006 02:22 AM |
| خبرهای جدید: (شروع پخش +Canal پنج روز دیگه) | Raminmetal | فرکانس ها،خبرها و مطالب ماهوارهای جدید | 2 | Thursday 2 November 2006 11:09 PM |
تمامي قوانين اين سايت از جمهوري اسلامي ايران پيروي مي کند و هرگونه مطالب مخالف قوانين ايران و بنر يا لينک مستهجن در اين سايت جايي ندارد