كارت dvb , كارت دي وي بي , دی وی بی , رسيور , رسیور
| |
اين يك بخش از موضوع آخرين گفته*هاي نخستين فضانورد ايراني پيش از سفر و در فضا است كه در انجمن پوششها و تاريخ پرتاب ماهواره ها مطرح گرديده و اين انجمن نيز زير مجموعهي فركانس و خبرهاي كانالهاي ماهواره است: آخرين گفته*هاي نخستين فضانورد ايراني پيش از سفر به فضا: « بسيار دوست دارم تا ايران را از فضا ببينم... » سازمان فضايي ايران: سفر فضايي انصاري افتخاري بس غرورآميز براي تمامي ايرانيان خواهد بود! انوشه انصاری (متولد ۱۹۶۷ (میلادی) در تهران) کاوشگر و رئیس انجمن گردانندگان شرکت فناوری ارتباط ...
| ثبت نام | پست جدید | All Albums | Blogs | راهنما | فهرست کاربران | تقویم | جستجو | ارسالهاي امروز | نشانه گذاري انجمن ها به عنوان خوانده شده |
| | ||||||||
| پوششها و تاريخ پرتاب ماهواره ها در اين بخش از اخرين اخبار و اطلاعات مربوط به ماهواره ها اگاه مي شويد |
| اطلاعيههاي سايت |
|
| LinkBack | ابزارهای موضوع |
| | #1 | ||
| عضو ![]() | آخرين گفته*هاي نخستين فضانورد ايراني پيش از سفر به فضا: « بسيار دوست دارم تا ايران را از فضا ببينم... » سازمان فضايي ايران: سفر فضايي انصاري افتخاري بس غرورآميز براي تمامي ايرانيان خواهد بود! ![]() انوشه انصاری (متولد ۱۹۶۷ (میلادی) در تهران) کاوشگر و رئیس انجمن گردانندگان شرکت فناوری ارتباط از راه دور (TTI) می*باشد. وی که در ایران به دنیا آمده است در سال ۱۹۸۴ به همراه خانواده*اش به آمریکا مهاجرت کرد. انوشه مدرک لیسانس مهندسی الکترونیک خود را از دانشگاه جورج میسون و مدرک فوق لیسانس خود را در زمینه مهندسی الکترونیک از جورج واشنگتن اخذ کرد. او در حال حاضر مشغول طی کردن دوره*ای در دانشگاه سوئین*بورن می*باشد تا بتواند دومین مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته ستاره*شناسی دریافت کند. او در سال ۲۰۰۰ از سوی مجلهٔ «زن شاغل» بعنوان کارآفرین برتر شناخته شده است. او از بنیان*گذاران یک شرکت مخابراتی در آمریکا به نام TTI بوده که در حال حاضر تحت مالکیت سنوز نتورک قرار دارد. خانم انصاری به همراه برادر همسرش در سال ۲۰۰۳ جایزه ۱۰ میلیون دلاری «انصاری اکس-پرایز» (Ansari X-prize) را بنیان نهاد. هدف از این جایزه تشویق بخش خصوصی برای انجام سفرهای تفریحی به فضا بود. در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۵ (۸ مه ۲۰۰۶)، سازمان فضایی روسیه به طور رسمی اعلام کرد که انوشه انصاری بعنوان اولین زن گردشگر فضایی در یکی از پروازهای فضاپیمای سایوز که برای بهار ۱۳۸۶ برنامه*ریزی شده بود، به مدار زمین سفر خواهد کرد. اما پس از رد صلاحیت دایسوکه انوموتو، داوطلب ژاپنی، به دلایل پزشکی و جا ماندن او از مأموریت سویوز تی*ام*ای-۹، قرار شد انوشه انصاری در ۲۳ شهریور ۱۳۸۵ با این گروه همراه شود. در صورتی که سفر انصاری طبق برنامه انجام شود، وی اولین فضانورد ایرانی، اولین بانوی گردشگر فضایی و چهارمین توریست فضایی دنیا خواهد شد. به علت مشکلات پیش آمده در پرتاب شاتل فضایی آتلانتیس پرواز خانم انصاری به فضا چهار روز به تعویق افتاده بود. سازمان فضايي ايران به عنوان متولي بخش فضا در كشور در بيانيه*اي، ضمن حمايت از فعاليت*ها و خدمات ارزنده انوشه انصاري در ترويج و توسعه فن آوري فضايي، براي وي در سفر به ايستگاه فضايي بين*المللي آرزوي موفقيت و سلامت كرده و ابراز اميدواري كرد سفر اين بانوي ايراني به ايستگاه فضايي بين*المللي پيام*آور صلح و شادي براي جامعه بشري باشد. در اين بيانيه كه در آستانه سفر انوشه انصاري كه شامگاه امروز به عنوان نخستين زن فضاگرد جهان و اولين فضانورد ايراني راهي ايستگاه فضايي بين*المللي مي*شود، منتشر شده، آمده است: «دستيابي به فضاي بيكران از آروزهاي ديرينه بشر بوده است. 50 سال از پرواز نخستين انسان به مدار زمين مي*گذرد. ورود به عصر فضا و بهره*مندي از امكانات بالقوه و موهبات الهي آن، ميراثي است براي تمام بشر، فن*آوري فضايي كه در روزهاي آغازين بهانه*اي براي رقابت*هاي سياسي و نظامي ابرقدرت*هاي آن روز جهان بود، رفته رفته جايگاه واقعي خود را در تمامي امور و شئون زندگي امروزي پيدا كرده به نحوي كه برخورداري از فن*آوري فضايي تبديل به يك الزام شده است، در اين ميان در چند سال گذشته گامهاي مثبتي براي ورود بخش خصوصي به اين حوزه برداشته شده است كه بي*شك نام پيشگامان اين عرصه در تاريخ بشر به نيكي به جا خواهد ماند. انوشه انصاري بانوي موفق و ممتاز ايراني، يكي از اين بزرگان است اين زن غيرتمند ايراني با اراده آهنين، تلاشي را آغاز كرده است كه افق*هاي جديدي به روي بشريت خواهد گشود. پرواز ايشان به ايستگاه فضايي بين*المللي به عنوان تنها جايگاه استقرار انسان در فضا، افتخاري بس غرورآميز براي تمامي ايرانيان خواهد بود اما نبايد تاثير شگرف خدمات و فعاليت*هاي ايشان در رونق فعاليت*هاي فضايي در مقياس عمومي در سطح بين*المللي را فراموش كرد. ![]() سازمان فضايي ايران به عنوان متولي بخش فضا در كشور، ضمن حمايت از فعاليت*ها و خدمات ارزنده خانم انصاري در ترويج و توسعه فن آوري فضايي آرزوي موفقيت و سلامت براي ايشان در سفر در سفر به ايستگاه فضايي بين*المللي آرزوي موفقيت و سلامت دارد و اميدوار است سفر اين بانوي ايراني به ايستگاه فضايي پيام*آور صلح و شادي براي جامعه بشري باشد.» انوشه انصاري، نخستين فضانورد ايراني در آستانه سفر خود به فضا گفت:* فكر مي*كنم كه تمامي مراحل آماده*سازي را طي كرده باشم و اكنون تنها به مروري بر آنچه كه در گذشته انجام داده*ام، نيازمندم. نخستين فضانورد ايراني كه تا ساعاتي ديگر از پايگاه فضايي بايكونور قزاقستان عازم ايستگاه فضايي بين*المللي است، در گفت*و*گوي تلفني با SPACE گفت: *نصب يك تلسكوپ در ايستگاه فضايي بين*المللي بخشي از ماموريت من در فضاست. وي افزود: در خصوص همسر و خانواده*ام و احساس آنها در خصوص اين سفر بايد بگويم كه آنها بسيار هيجان*زده شده*اند. آنها مي*دانند كه من چه زمان طولاني را براي تحقق آرزوي ديرينه*ام گذراندم و اكنون كه تحقق پيداكرده بسيار خوشحالم. وي ادامه داد:*مي*دانم كه مادرم عصبي و نگران است، آنها (اعضاي خانواده و همسر انوشه انصاري) *به يكديگر مي*خندند تا به هم روحيه بدهند و مثبت فكر كنند. انوشه انصاري گفت:* همه براي بي*خطر بودن اين سفر دعا مي*كنند. وي نبودن پيش خانواده و همسرش را به جهت وابستگي *عاطفي*شان به يكديگر سخت*ترين مساله در مراحل آموزش خود عنوان كرد. در همين حال حميد انصاري، همسر انوشه انصاري گفت: همسرم معتقد است كه سفر فضايي روزي تبديل به رويدادي حياتي خواهد شد، روزي كه منابع زميني در حال اتمام باشد و نياز به ساكن شدن در فضا به شدت احساس شود. وي در حال حاضر در يك شركت توليد كننده تجهيزات مخابراتي فعاليت دارد در خصوص شرايط روحي همسرش كه به عنوان نخستين زن فضاگرد جهان راهي فضا مي*شود گفت: ماهها پيش با صحبت كردن درخصوص مشكلات و سختي*هاي اين سفر مهم به آزمايش اراده و قواي تصميم*گيري همسرش پرداخته بود. به گفته انصاري،* هرچه كه وي بيشتر از ابعاد منفي اين سفر صحبت مي*كرده است، همسرش مصمم*تر مي*شده است. وي ادامه داد: انوشه آن*قدر آرام، مطمئن و در عين حال هيجان*زده است كه ديگر جايي براي عصبي بودن باقي نمي*ماند. همچنين يكي از مديران ارشد جامعه ملي فضايي آمريكا (National Space Society) با اشاره به سفر انوشه انصاري به فضا گفت:* ما تاكنون فضانوردان مرد زيادي داشته*ايم،* با اين حال يك گزينه جديد (انوشه انصاري) بسيار عالي است. وي افزود: اين رويداد بزرگ و تاريخي دختران و زنان را قادر مي*سازد تا درك بيشتري از فضا داشته باشند و درخصوص روزي كه خودشان تبديل به يك كاوشگر فضايي شوند صحبت كنند. ![]() ![]()
__________________ ما براي وصل كردن آمديم دو سافتکم که هر روز آپديت مي*شوند: http://softcam1.parsdvb.com http://softcam2.parsdvb.com آپديت Tps.bin http://tpsbin.parsdvb.com كدهاي Auto Roll با آپديت روزانه: Auto Roll Key | ||
| |
| | #3 | |||||||||||
| عضو ![]() تاریخ عضویت: September 4th, 2006
نوشته ها: 13
سطح دانش: 2 [ ]سابقه در سایت: 0 / 34 Thanks: 2
Thanked 3 Times in 2 Posts
قدرت اعتبار: 0 | يادمون نره كه او باهزينه شخصي اين سفر رو انجام داد . با ايسنحال اونقدر خوشحالم كه اشك تو چشمام جمع شده من از همون روزهاي اول پيگير اخبارش بودم و لحظه پرواز فقط دعا ميكردم اتفاقي براش نيفته به اميد سربلندي تك تك سربازان كوروش بزرگ | |||||||||||
| |
| | #4 | |||||||||||
| عضو ممتاز ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: August 17th, 2006 محل سکونت: Tehran
نوشته ها: 456
سطح دانش: 19 [ ![]() ![]() ]سابقه در سایت: 0 / 469 Thanks: 66
Thanked 171 Times in 80 Posts
قدرت اعتبار: 3 | سرانجام اینجا هستم... سفری طولانی و لی بسیار با ارزش بود ... پس بگذارید از اول شروع کنم. روز (پرتاب) در بایکونور برای ما بسیار زود شروع شد. ما ساعت 1 بامداد از خواب بلند شدیم و صبحانه مختصری خوردیم و نوشیدنی مختصری نوشيديم. پس از آن لباس سرتاسری سفید رنگی را که باید زیر لباس فضایی خود می پوشیدیم به تن کردیم تا به محل پرواز برویم. ![]() انوشه انصاري در حال امضاي در اتاقش در هتل فضانوردان، بايكنور، قزاقستان دعای مختصری کردیم و هنگامیکه اتاق*هایمان را ترک می*کردیم برروی در اتاق*هایمان امضا کردیم. این رسمی است که از زمان یوری گاگارین باب شده است. آنها مي*گفتند که روز بعد از پرواز يوري، زمانی که خدمتکار برای تمیز کردن اتاق او آمده بود، سعي در تمیز کردن امضاي تاريخي اولين فضانورد جهان کرده بود که جلوی او را گرفته بودند. به هر حال امضای من هم اکنون در کنار گرگ اولسن ، سومین فضا*گرد تاریخ و مارکوس پانتس، نخستین فضانورد برزیلی حک شده است. قبل از ترک اتاق با مادربزرگم تماس گرفتم، چون او اینجا در بایکونور نیست و او برای من آرزوی موفقیت و بازگشتي امن کرد. قبل از ترک اتاق با مادربزرگم تماس گرفتم، چون او اینجا در بایکونور نیست و او برای من آرزوی موفقیت و بازگشتي امن کرد.بعد از آن آماده شدیم تا سوار اتوبوسی بشیم که ما را از هتل مرکز فضایی به محل پرتاب می رساند. از در هتل تا اتوبوس پیاده روی کوتاهی داشتیم . در هر 2 طرف بستگان، دوستان و روزنامه نگاران مشغول عکس انداختن و فیلم برداری بودند. در زیر نو ر دوربین ها من توانستم همه اعضا خانواده ام را که برای پرتاب آمده بودند را ببینم. آنها در آن ساعات ابتدایی صبح آنجا آمده بودند تا آغاز سفر بزرگ مرا ببینند.مادرم گریه می کرد و بقیه هم سعی می کردند تا نگرانی خود را بروز ندهند.ما سوار اتوبوس شدیم و راه خود را به سوی محل پرتاب پیش گرفتیم . در تمام این ساعات به طرز عجیبی آرام بودم . قبلا گمان می کردم در صبح روز پرتاب بسیار عصبی باشم اما برایم تعجب برانگیز بود که هیچ وحشت یا نگرانی را احساس نمی کردم. ما به ساختمانی که باید برای پرواز آماده می شدیم منتقل شدیم و به اتاق مخصوص پوشیدن لباس های فضاییمان شدیم.یک به یک وارد اتاق شدیم. ابتدا میشا تورین فبعد مایکل لوپز و سپس من وارد اتاق شدیم.بعد از اینکه هر سه نفر لباسهایمان را پوشیدیم وارد اتاقی با دیوار شیشه ای شدیم که مقامات آخرین تاییدیه ها را اعلام کنند و همینطور آخرین بررسیها در خصوص لباسهایمان را انجام دادیم. در سوی دیگر دیوار شیشه ای ، مادرم، خواهرم آتوسا و همسرم حمید حضور داشتند و در ردیف جلو نشسته بودند. همینطور خانواده میشا و مایکل هم حضور داشتند اتاق پر از خبرنگاران بود و مدتی انجا نشستیم و سعی کردیم با زبان اشاره با خانواده هایمان که گروه گروه وارد اتاق می شدند و انرا برای گروه بعدی ترک می کردند صحبت کنیم. فکر کنم وضع ما خیلی خنده دار شده بود چرا که با آن لباسها ی عجیب داشتیم با حرکات دست و بدن سعی می کردیم صحبت کنیم... ما آزمون نشت لباس را پشت سر گذاشتیم و مقامات وضع را برای رفتن مناسب اعلام کردند. ما دوباره به سوی اتوبوس همراهی شدیم در حالیکه مردم و خبرنگاران ما را در بر گرفته بودند. رسم دیگر توقفی کوتاه در برابر اتوبوس برای پسرها بود که گویا این رسم هم از زمان گاگارین باب شده است. خوشبختانه من در این آزمون و تجربه حضور نداشتم و فقط به شکل ذهنی گروه را همراهی کردم. ما در پای راکت ایستادیم و قدم برروی پله های کوچکی گذاشتیم که ما را به سوی آسانسور کوچکی که ظرفیت 3 نفر را داشت هدایت می کرد. ما سوار شدیم و به قسمت بالایی رفتیم که وارد کپسول شویم ما بعد از گذر از یک مدخل چادری وارد مدول مسکونی کپسول فضايي سايوز شدیم . من پیشاپیش بقیه وارد شدم و هنوز بسیار آرام بودم. هیجان زده ولی بسیار آرام. فکر کنم ضربان قلبم هیچ وقت از مرز 100 بار در دقیقه نگذشت ( در شرایط عادی حدود 80 بار در دقیقه می زند) . لبخندی بر چهره من حک شده بود. من نشستم و تسمه*ها و کمربندها را بستم.لوپز بعد از من وارد شد و در فضای کوچک خود نشست و سرانجام میشا تورین وارد شد. آن هنگام هنوز 2 ساعت با زمان پرتاب فاصله داشتیم و مجموعه*ای از کارها و بررسیها باید در این مدت انجام می شد. من تنها 3 مسؤلیت کوچک بر عهده داشتم. روشن کردن شیر انقباضی و انتقال آن بین اتاق سکونت و مدول فرود، باز و بسته کردن شیر پمپ اکسیژن در صورت نیاز (وظیفه مهم و دوست داشتنی) و در اختیار قرار دادن فایلهای داده های پروازی که در نزدیکی من قرار داشت. خوشبختانه چندان پیچیده نبود و من توانستم کارها را بر مبنای نیاز انجام دهم.من تمام مراحل کارهای آنها را قدم به قدم دنبال می کردم و یادداشتهای شخصی را در حاشیه کتابم زمانی که فرصتی می*شد، می*نوشتم. سرانجام آن لحظه فرا رسید، شمارش معکوس آغاز شد. لوپز، میشا و من دستهایمان را روی هم گذاشتیم و گفتیم ما اینجا اماده رفتنیم. من خدا را شکر می کردم که کمکم کرد تا رؤیایم به واقعیت بدل گردد و به خاطر همه چیزهایی که به من ارزانی کرده است. من از او خواستم که در قلب همه عشق را قرار دهد و صلح را برای این مخلوق زیبایی که زمین می خوانیمش به ارمغان اورد. 5... 4 ... 3 .... واقعا دارم می رم ... 2 ... حمید دوستت دارم .... 1 ... و پرتابی آرام ![]() زمانی که پرتاب سایوز TMA-8 را می دیدم هیچگاه فکر نمی کردم درون کپسول این قدر آرام باشد ... شبیه به بلند شدن یک هواپیما بود – سپس فشار G به ملایمت آغاز شد. من فکر میکنم در نهایت حدود 2 یا 3 برابر فشار طبیعی را تجربه کردیم. بعد از آن مرحله جدا شدن و رها شدن محافظ کپسول اتفاق افتاد. هنوز همه چیز بسیار روان بود. پرتویی از نور کپسول را روشن کرد و قلب مرا گرم می کرد . فکر کنم ان موقع داشتم با صدای بلند می خندیدم. لذتی که در قلب خود احساس می کردم وصف ناپذیر بود ... جدا شدن آخرین طبقه برای من بسیا رقابل توجه بود و سپس بی وزنی ... احساس خوشایندی از آزادی که لبخندی را بر چهره همگان نشاند. من به آهستگی از صندلیم بلند شدم و به خندیدن ادامه دادم. من نمی توانستم باور کنم .... صادقانه بگویم همه چیز هنوز برایم مثل یک رؤیا است. به دلیل اینکه با تسمه های ایمنی محکم بسته شده بودیم من نمی توانستم بیرون را ببینم سرانجام زمانی که در مدار مستقر شدیم توانستیم کلاهخود خود را بالا بزنیم وکمربندها را شل کنیم. لوپز دستکش را بیرون آورد و دستکش شروع به شنا کردن درون کابین کرد من نمیتوانستم در تمام اینمدت از لبخند زدن و خندیدن جلوگیری کنم... سرانجام توانستم نگاهی به بیرون بیاندازم و برای نخستین بار زمین را ببینم ... اشک بر چهره من روانه شد . من نمی توانستم جلوی اشکهایم را بگیرم ... حتی فکر کردن به آن صحنه بازهم اشکهای مرا روانه می سازد . اینجا سیاره زیبایی است که بخشنده است. در زیر شعاع گرم خورشید ... سرشار از صلح ... سرشار از زندگی ... نه نشانه ای از جنگ و نه نشانه ای از مرزها و نه نشانه ای از مصیبت ها ،فقط زیبایی... چقدر دوست دارم همه بتوانند چنین تجربه*ای داشته باشند و آن را در قلب خود احساس کنند. به خصوص آنهایی که در رأس حکومتهای جهان قرار دارند. شاید این تجربه به همه آنها چشم*انداز جدیدی بدهد و کمک کند تا صلح را برای جهان به ارمغان آورند. فکر کنم برای الان کافی باشد ... من باید از گشت و گذار در اینجا براتون بنویسم ... الان باید کمی غذای فضایی بخورم و در دور مداری بعدی دوباره به شما خواهم رسید. هم اکنون بر فراز اقیانوس آرام و به سوی مکزیکو در حال حرکتیم. برای مشاهده فیلم انوشه انصاری از فضا اینجا کلیک کنید انوشه انصاری از ایستگاه بین المللی فضایی | |||||||||||
| |
| برچسب ها |
| فضا , فضانورد , نخستين , گفتههاي , پيش , آخرين , ايراني , از , در , سفر |
| ابزارهای موضوع | |
| |
تمامي قوانين اين سايت از جمهوري اسلامي ايران پيروي مي کند و هرگونه مطالب مخالف قوانين ايران و بنر يا لينک مستهجن در اين سايت جايي ندارد