كارت dvb , كارت دي وي بي , دی وی بی , رسيور , رسیور
| |
اين يك بخش از موضوع نظم آهنگ واژگانی قرآن است كه در انجمن بخش قرآن مطرح گرديده و اين انجمن نيز زير مجموعهي بخشهای عمومی است: نظم آهنگ واژگانی قرآن یکی از مهمترین جنبههای اعجاز بیانی قرآن-که اخیرا بیشتر مورد توجهدانش مندان قرار گرفته-نظمآهنگ واژگانی آن است.این جنبه،چنان زیبا وشکوهمند است که عرب را ناچار ساخت،از همان روز نخست اقرار کنند که کلامقرآن از توانایی بشر خارج است و تنها میتواند سخن خداوند باشد. نظمآهنگ واژگان ...
| ثبت نام | پست جدید | All Albums | Blogs | راهنما | فهرست کاربران | تقویم | جستجو | ارسالهاي امروز | نشانه گذاري انجمن ها به عنوان خوانده شده |
| | ||||||||
| اطلاعيههاي سايت |
|
| LinkBack | ابزارهای موضوع |
| | #1 | |||||||||||
| کاربر طلایی ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: May 15th, 2006
نوشته ها: 6,514
سطح دانش: 56 [ ![]() ![]() ![]() ![]() ]سابقه در سایت: 832 / 1386 Thanks: 6,186
Thanked 4,623 Times in 3,090 Posts
قدرت اعتبار: 10 | نظم آهنگ واژگانی قرآن یکی از مهمترین جنبههای اعجاز بیانی قرآن-که اخیرا بیشتر مورد توجهدانش مندان قرار گرفته-نظمآهنگ واژگانی آن است.این جنبه،چنان زیبا وشکوهمند است که عرب را ناچار ساخت،از همان روز نخست اقرار کنند که کلامقرآن از توانایی بشر خارج است و تنها میتواند سخن خداوند باشد. نظمآهنگ واژگان قرآن،نغمهای دل کش و نوایی دل پذیر پدید میآورد،نوایی کهاحساسات آدمی را بر میانگیزد و دلها را شیفته خود میکند.نوای زیبای قرآنبرای هر شنوندهای،هر چند غیر عرب محسوس است،چه رسد به این که شنوندهعرب باشد.هنگام گوش جان سپردن به آوای قرآن،نخستین حالتی که اذهان راجلب میکند،نظام بدیع و شیوای صوتی آن است.در این نظام، حرکات و سکناتواژگان به شکلی آرایش شده است که به هنگام شنیدن،آوایی دل نشین به گوشمیرسد،آوایی که شوری در دلها میاندازد و نشاطی در جانها میدمد.از جهتی،حروف«مد»و«غنه»در کلمات آن به شکلی حساب شده نشستهاند،به طوری کهمیتوانند به پژواک صدا آهنگی ببخشند و به نفس کشیدن قاری کمک کنند تا بهسر حد فاصله و آن جایی که استادان ترتیل به طور قرار دادی وضع کردهاند برسد ونفسی تازه کند. هرگاه کسی برای چند بار به یک شعر گوش میسپارد،لحن و آهنگ آن برای اوتکراری و ملال آور میشود،اما به هنگام نیوشیدن آوای گونه گون و هر دم تجدیدشونده قرآن که اسباب و اوتاد و فواصل آن پی در پی جای خود را عوض میکنند وهر کدام گوشهای از قلب را به نوازش وا میدارند،نه تنها خسته و آزرده نمیشود،بلکه عطش او برای شنیدن،هم واره فزونی میگیرد. عرب،پیش از نزول قرآن،گاهی در شعر خود از این تنوع صوت بهره میبرد،امااغلب به دلیل اسراف و تکرار،تنوع آنان به ملال میانجامید.در نثر-چه مرسل وچه مسجع-نیز،چنین سلاست و روانی و حلاوتی که در قرآن مشهود است.سابقهنداشت و در بهترین نثرهای عرب عیبهایی یافت میشد که از سلاست و روانیترکیب آن میکاست و امکان نداشت مثل قرآن قابل ترتیل باشد.اگر هم برای ترتیلآن پافشاری میشد،بوی تکلف از آن به مشام میرسید و از شان کلام نیز میکاست. بر این اساس،هیچ جای شگفتی نیست که عرب،در گمان خود کمترین لقبی کهبه قرآن داده بود این بود که این سخن شعر است و اگر شعر نباشد سحر است وافسون!و این گفتار خود حیرت زدگی عرب در قبال سخن شکوهمند و بدیع قرآن رانشان میدهد، سخنی که از جلال و شکوه نثر چیزی فراتر دارد و از جمال و حلاوتشعر مایهای افزونتر. استاد«دراز»گفته است:«وقتی آدمی میبیند که از این مخرجهای سخت جوش،چنین گوهرهای تابناکی با این ترتیب حروف و چنان آذین بندی بیرون آمده،التذاذی بیحساب میبرد و وجدی بیانتها به او دست میدهد.در این حروفگویی یکی مینوازد، دیگری طنین انداز،سومین نجواگر است و چهارمین بانگبر آورنده،پنجمین نفس را میلغزاند و ششمین راه نفس را میبندد و شما زیباییآهنگ را در دست رس خود مییابید،مجموعهای گوناگون و همساز،نه تکرار مکرر و نه یاوه دار،نه سستی و نه غلظت،نه تنافری در حروف و آواها.بدین سان کلامقرآن نه به دش خواری سخن بدویان و نه به نرمی کلام شهریان است،بلکه آمیزهایاست از هر دو،صلابت اولی را دارد و لطافت دومی را،گویی شیره جان دو زباناست و نتیجه آمیختگی دو گویش. آری قرآن چنین جامه تازه و زیبایی به تن دارد و این پیوسته نیز در حکم صدفیاست که در جان خود گوهرهای گران بها نهفته است و مرواریدهای ارزشمند را درآغوش میگیرد.پس اگر زیبایی پوسته تو را از گنجینه پنهان درونش باز ندارد و تازگیو شادابی، پرده راز نهفته در ماورای خود را بر تو حایل نشود و تو پوسته را از مغزکنار بزنی و صدف را از مروارید جدا بنهی و از نظم و آرایش الفاظ به شکوه معانیبرسی،مایهای شگفتتر و شکوهمندتر بر تو متجلی میشود و معنایی بدیعترمییابی.آن جا،روح و کنه قرآن است،شعلهای است که موسی را به درخت آتشدر بقعه مبارکه در کرانه وادی ایمن کشانید و آن جاست که نسیم روح قدسیمیفرماید: انی انا الله رب العالمین . سید قطب درباره نظمآهنگ قرآن میگوید:«چنین نوایی در نتیجه نظام مندیویژه و هماهنگی حروف در یک کلمه و نیز هم سازی الفاظ در یک فاصله پدید آمدهو از این جهت قرآن،هم ویژگی نثر و هم خصوصیات شعر را تواما دارد،با اینبرتری که معانی و بیان در قرآن،آن را از قید و بندهای قافیه و افاعیل بینیاز ساخته وآزادی کامل بیان را میسر ساخته است.در همین حال از خصوصیات شعر،موسیقیدرونی آن را گرفته و فاصلههایی که نوعی وزن را پدید میآورند.این خصوصیات،قرآن را از افاعیل و قوافی بینیاز ساخته و در عین حال شؤون نظم و نثر،هر دو راداراست. در هنگام تلاوت قرآن،آهنگ درونی آن کاملا حس میشود.این آهنگ درسورههای کوتاه،با فاصلههای نزدیکش و به طور کلی در تصویرها و ترسیمها بیشترنمایان است و در سورههای بلند کمتر اما هم واره نظام آهنگ آن ملحوظ است.برایمثال در سوره نجم میخوانیم: و النجم اذا هوی ما ضل صاحبکم و ما غوی.و ما ینطق عن الهوی.ان هو الا وحییوحی.علمه شدید القوی.ذو مرة فاستوی.و هو بالافق الاعلی.ثم دنا فتدلی فکان قابقوسین او ادنی.فاوحی الی عبده ما اوحی.ما کذب الفؤاد ما رای.افتمارونه علی ما یری.ولقد رآه نزلة اخری.عند سدرة المنتهی.عندها جنة الماوی.اذ یغشی السدرة ما یغشی.ما زاغالبصر و ما طغی.لقد رای من آیات ربه الکبری. افرایتم اللات و العزی،و مناة الثالثةالاخری.الکم الذکر و له الانثی.تلک اذن قسمة ضیزی . این فاصلهها تقریبا وزنی مساوی دارند-اما نه بر اساس نظام عروض عرب-وقافیه نیز در آن رعایتشده است و این هر دو به علاوه ویژگی دیگری است که مانندوزن و قافیه ظاهر نیست و از هم سازی حروف واژگان و هماهنگی کلمات در درونجملهها یک ریتم موسیقیایی پدید آورده است.ویژگی اخیر به دلیل حس داخلی وادراک موسیقیایی باعث میشود که میان یک ریتم و ریتم دیگری-هر چند کهفاصلهها و وزن یکی باشد-تفاوت باشد. نظمآهنگ در این جا به پیروزی از نظام موسیقیایی جمله نه کوتاه است و نه بلند وطولی میانه دارد و با تکیه بر حرف«روی» فضایی سلسله وار و داستان گونه یافتهاست.تمام این ویژگیها لمس شدنی است و در برخی فاصلهها بسیار نمایانتر،مانند:«افرایتم اللات و العزی و مناة الثالثة الاخری؟»پس اگر بگوییم:«افرایتم اللات والعزی و مناة الثالثة».قافیه از دست میرود و به آهنگ لطمه میخورد و اگر بگوییم: «افرایتم اللات و العزی و مناة الاخری»وزن مختل میشود.هم چنین در فرمودهخداوند: ا لکم الذکر و له الانثی؟تلک اذن قسمة ضیزی»اگر گفته شود ا لکم الذکر و له الانثی،تلک قسمة ضیزی آهنگ کلام که با کلمه«اذن»قوام یافته مختل میشود. البته،این سخن بدان معنا نیست که کلمه«الاخری»یا«الثالثة »یا«اذن»حشو و زایداست و فقط برای پر کردن وزن و قافیه آمده،نه، وظیفه مهمتر این کلمات،مساعدتبرای رساندن معانی است،و این یکی دیگر از ویژگیهای فنی قرآن است که کلمههم برای رساندن معنا ضروری است و هم آهنگ را قوام میبخشد و هر دوی این وظایف در یک سطح انجام میگیرند و هیچ کدام بر دیگری برتری نمییابند. همان گونه که گفتیم نظمآهنگ در آیهها و فاصلهها،(یا چیزی شبیه به آن)درجای جای کلام قرآن آشکار است.دلیل سخن ما هم این است که اگر کلمهای را کهبه شکلی خاص به کار رفته به صورت قیاسی دیگر کلمه برگردانیم یا واژهای را حذفیا پس و پیش کنیم،در این نظم آهنگ اختلال به وجود میآید. نمونه نوع اول،ماجرای حضرت ابراهیم علیه السلام است: قال:افرایتم ما کنتم تعبدون،انتم و آباؤکم الاقدمون،فانهم عدو لی الا رب العالمین،الذی خلقنی فهو یهدین،و الذی هو یطعمنی و یسقین،و اذا مرضت فهو یشفین،و الذییمیتنی ثم یحیین،و الذی اطمع ان یغفر لی خطیئتی یوم الدین... . «یاء متکلم»در کلمات یهدین،یسقین،یشفین و یحیین،به خاطر حفظ قافیه باکلماتی مانند«تعبدون،الاقدمون،الد ین...»بر گرفته شده است. مثال دیگر در این آیههاست: و الفجر و لیال عشر،و الشفع و الوتر،و اللیل اذا یسر،هل فی ذلک قسم لذی حجر؟ در این جا یاء اصلی کلمه«یسر»به خاطر هماهنگی بافجر و عشر و الوتر و حجر...حذف شده است. مثال دیگر: یوم یدع الداع الی شیء نکر،خشعا ابصارهم یخرجون من الاجداث کانهمجراد منتشر،مهطعین الی الداع یقول الکافرون هذا یوم عسر که اگر یاء«الداع»حذفنشده بود به نظر میرسید وزن شکسته است. مثال دیگر: ذلک ما کنانبغ فارتدا علی آثارهما قصصا که اگر یاء«نبغی»را طبققیاس امتداد دهیم،وزن به نوعی مختل میشود. همین اتفاق،به هنگام افزودن هاءساکن بر یاء کلمه یا یاء متکلم در این مثالها خواهد افتاد: و اما من خفت موازینه فامههاویة،و ما ادراک ماهیه،نار حامیة یا: فاما من اوتی کتابه بیمینه،فیقول هاؤم اقراواکتابیه،انی ظننت انی ملاق حسابیه،فهو فی عیشة راضیة.. . . نمونه برای حالت دوم:در این نوع هیچ گونه تغییری در صورت قیاسی کلمهبه وجود نمیآید،اما اگر نظام ترکیب کلمات تغییر کند، اختلالی در موسیقی نهفتهدر این ترکیب به وجود میآید،مثلا: ذکر رحمة ربک عبده زکریا،اذ نادی ربه نداء خفیا،قال:رب انی وهن العظم منی واشتعل الراس شیبا،و لم اکن بدعائک رب شقیا . که اگر-مثلا-کلمه«منی»پیش از«العظم»آورده شود و عبارت به این شکل در بیاید:«قال ربی انی وهن منی العظم» احساس میشود وزن شکسته است و«انی»فقط باید پیش از«العظم»بیاید تا آهنگحفظ شود: قال:رب انی وهن العظم منی . پس همان گونه که گفته شد،یک نوع موسیقی درونی در کلام قرآن وجود دارد کهاحساس شدنی است،اما تن به تشریح نمیدهد. این موسیقی در تار و پود الفاظ ودر ترکیب درون جملهها نهفته است و فقط با احساس ناپیدا و با قدرت متعال ادراکمیشود. بدین ترتیب،موسیقی درونی،بیان قرآن را هم راهی میکند و از آن کلماتیموزون و با حساسیتی والا میسازد که با کوچکترین حرکات دچار اختلالمیشود،هر چند که این کلمات شعر نیستند و قید و بندهای بسیار شعر را همندارند،قید و بندهایی که هم آزادی بیان را محدود میکنند و هم از مقصود دورمیسازند» . رافعی نیز گفته است:«عرب در نوشتن نثر و سرودن شعر،با هم رقابت میکردندو بر یک دیگر فخر میفروختند،اما سبک کلام آنان همیشه بر یک منوال بود.آنان درمنطق و بیان آزاد بودند و فن سخن وری میدانستند.البته فصاحت عرب از یکطرف فطری و از طرفی الهام گرفته از طبیعتبود.اما وقتی قرآن نازل شد،آناندیدند که طرح دیگری در انداخته است.الفاظ همان بود که میشناختند،پی در پی،بدون تکلف و روان آمده و ترکیب و هماهنگی و هم سازی در اوج است،از شکوه وفخامت آن در شگفتشدند و ضعف نهاد و ناچیزی ملکه ذهن خود را دریافتند. بلیغان عرب نیز نوعی از سخن دیدند که تا آن زمان نمیشناختند.آنان،در حروف وکلمات و جملههای این سخن تازه،آهنگی با شکوه میدیدند.تمام این سخنان چنان متناسب در کنار هم نشسته بود که به نظر میرسید قطعهای واحد است.عرببه خوبی میدید که نظمآهنگی در جان این سخنان جریان دارد و این خود ضعف وناتوانی آنان را به اثبات میرساند. تمام کسانی که راز موسیقی و فلسفه روانی قرآن را درک میکنند،معتقدند که درنزد هیچ هنری نمیتواند با تناسب طبیعی الفاظ قرآن و آوای حروف آن برابری یارقابت کند و هیچ کس نمیتواند حتی بر یک حرف آن ایراد بگیرد.دیگر این که قرآناز موسیقی بسیار برتر است و این خصوصیت را داراست که اصولا موسیقی نیست. در نغمههای موسیقی،گوناگونی صدا،مد و طنین و نرمی و شدت و حرکتهایمختلفی که هم راهش میشود،به اضافه زیر و بم و لرزش که در زبان موسیقی،بلاغت صدا مینامند،باعثخلجانات روحی میشود.چنان چه این جنبه از قرآنرا در تلاوت مد نظر بگیریم،در مییابیم که هیچ زبانی از زبان قرآن بلیغتر نیست وهمین جنبه بر انگیزاننده احساسات آدمی-چه عرب و یا غیر عرب-است.با توجهبه این دست آورد،تشویق به تلاوت قرآن با صدای بلند،نیز روشن میشود. این فاصلهها که آیات قرآن بدان ختم میشوند،تصویرهایی کامل از ابعادیاست که جملههای موسیقیایی بدان ختم مییابند.این فاصله در درون خود باصداها تناسب بسیار دارد و با نوع صوت و شیوهای که صوت ادا میشود یگانگیبیمانندی دارد و از جهتی، اغلب این فاصلهها با دو حرف نون و میم که هر دو درموسیقی معمول هستند یا با حرف مد پایان میگیرند که آن هم در قرآن طبیعیاست» . برخی از اهل فن گفتهاند:در قرآن کریم بسیاری از فاصلهها با حروف«مد»و«لین»و افزودن حرف نون ختم میشوند و حکمت آوردن چنین حروفی،ایجادنوعی آهنگ است.سیبویه نیز گفته است:«آنان-یعنی عرب-چنان چه میخواستندبه سخن خود آهنگ بدهند، حروف الف و یاء و نون را اضافه میکردند و با این کارصدا را کشیده میخواندند.اما اگر مقصودشان ایجاد آهنگ نبود،از آوردن اینحروف خودداری میکردند.در قرآن نیز این شیوه بسیار غنیتر و شایستهتر به کار گرفته شده است.اما چنان چه با یکی از این حروف خاتمه نیابد و مثلا با یک حرفساکن پایان پذیرد،یقینا این حرف به پیروی از آوای جمله و تقطیع واژگانی آن آمدهو متناسب با لحن گفتار،به شایستهترین نحو در موضع خود نشسته است.البته،چنین حروفی اغلب در جملات کوتاه آمده و از«حروف قلقله»یا بانگدار و یا طنینانداز و یا حروف دیگری است که در نظام موسیقی،لحنی برای آن قایل شدهاند. تاثیر شیوه بر انگیختن با صدا در زبان بر دل همه آدمیان طبیعی است.در قرآن کریمنظمآهنگ اعجاز گون صوتها همگان را مخاطب قرار میدهد،چه آنان که زبان رامیفهمند و چه آنان که نمیفهمند. بنابر این،کلمات قرآن کریم از حروفی تشکیل شده که اگر یکی از آن بیفتد یاعوض شود یا حرف دیگری به آن افزوده شود،اختلالی پدید میآید و در روند وزنو طنین و آهنگ ضعفی آشکار میشود و حس گوش و زبان را با اشکال روبه روخواهد کرد و سرانجام، انسجام عبارتها و زبدگی مخرجها و مسندهای حروف وپیوستگی آن را به یک دیگر با اشکال روبهرو خواهد کرد و به هنگام شنیدن،ناهنجاری به هم راه خواهد داشت». گفتهاند:این جنبه از اعجاز قرآن در درجه نخستبه احساسات مبهمیبر میگردد که در قلب خواننده یا شنونده بر میانگیزد.به عبارتی دیگر،حروف بهشکل بینظیری در کنار هم قرار میگیرند که به هنگام شنیدن،بدون وجوددستگاههای موسیقی و بدون وجود قافیه یا وزن و بحر،چنین آهنگ با شکوهی ازآن به سمع میرسد. در جایی از قرآن،زکریا خطاب به خداوند میگوید: رب انی وهن العظم منی واشتعل الراس شیبا،و لم اکن بدعائک رب شقیا .یا هنگامی که به کلام حضرت مسیحدر گهواره گوش فرا میدهیم: انی عبد الله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا،و جعلنی مبارکااینما کنت، و اوصانی بالصلاة و الزکاة ما دمتحیا .یا آن جمله آهنگین که دربارهفرمان برداری پیامبران سخن میگوید: اذا تتلی علیهم آیات الرحمان خروا سجدا و بکیا .یا آن لحن و آهنگ وحشتناک که دیدار با خداوند را در روز قیامت توصیفمیکند، و عنت الوجوه للحی القیوم،و قد خاب من حمل ظلما . یا آهنگ دل نشین و شیرینی که خداوند رحمان با آن پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله را موردخطاب قرار میدهد.آهنگی که دلها را مسخر میکند: طه.ما انزلنا علیک القرآنلتشقی.الا تذکرة لمن یخشی،تنزیلا ممن خلق الارض و السماوات العلی.الرحمان علیالعرش استوی.له ما فی السماوات و ما فی الارض و ما بینهما و ما تحت الثری.و ان تجهربالقول فانه یعلم السر و اخفی،الله لا اله الا هو له الاسماء الحس . اما هنگامی که قرآن به سخن از جانیان و عذابی که برای آنان در نظر گرفته شدهمیپردازد،لحن آن به آهنگی مسین مبدل میشود و در گوشها طنین میاندازد. واژگان،گویی سنگهای سختیاند که پرتاب میشوند: انا ارسلنا علیهم ریحا صرصرافی یوم نحس مستمر،تنزع الناس کانهم اعجاز نخل منقعر .ولی زمانی که ملائکه تسبیحگویان از خداوند برای مؤمنین طلب مغفرت میکنند،واژگان،مانند شمشهای طلاروان میشوند: ربنا وسعت کل شیء رحمة و علما فاغفر للذین تابوا و اتبعوا سبیلک . اما هنگامی که از روز قیامتسخن به میان میآید،از کلمات نا آرام و عصبی وعبارات مقطع،هول و هشدار میبارد: و انذرهم یوم الازفة اذ القلوب لدی الحناجرکاظمین ما للظالمین من حمیم و لا شفیع یطاع .سپس نوبتبه گلایه میرسد و چهگلایهای که سودی ندارد: یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم.الذی خلقک فسواکفعدلک.فی ای صورة ما شاء رکبک .و زمانی هم مژدگانی داده میشود...ملائکه بهمریم مژده میدهند که حضرت مسیح متولد خواهد شد: یا مریم ان الله یبشرک بکلمةمنه اسمه المسیح عیسی ابن مریم وجیها فی الدنیا و الآخرة و من المقربین .و یا فریادی باکلمهای عجیب مانند دشنه: فاذا جاءت الصاخة.یوم یقر المرء من اخیه.و امه و ابیه.وصاحبته و بنیه.لکل امرء منهم یومئذ شان یغنیه . دیگر این که این تنوع در سبک و لحن حروف و عبارات در معماری قرآن،بافتبینظیری است که نه پیش و نه پس از آن بوده و یا خواهد بود.تمام این امور درکمال سادگی به وقوع پیوستهاند،و اثری از ساختگی و یا تکلف در آن مشهودنیست.واژهها بسیار روان جریان مییابند،وارد قلب میشوند و پیش از دستبه کارشدن عقل و تحلیل و تفکر و تامل آن احساس مبهمی را که آدمی را به خشوع وامیدارد،بر میانگیزد.به عبارتی،با رسیدن سخن قرآن به گوش و تماس با قلب،احساساتی را بر میانگیزد که ما تفسیری برای آن نداریم.این صفتبه علاوه تمامصفات دیگر،روی هم رفته از قرآن پدیدهای میسازد که تفسیر پذیر نیست و مانندهم ندارد
__________________ هرگاه گرفتار شدی شکیبا باش امام علی (ع) | |||||||||||
| |
| The Following User Says Thank You to Ako25 For This Useful Post: | ProgReza (Friday 18 July 2008)
|
| برچسب ها |
| قرآن , نظم , واژگانی , آهنگ |
| ابزارهای موضوع | |
| |
| ||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| اعجاز هنر در قرآن مجید | Ako25 | بخش قرآن | 0 | Thursday 17 July 2008 08:59 PM |
| ترجمه قرآن از دیدگاه اهل سنت | Ako25 | بخش قرآن | 0 | Thursday 17 July 2008 01:51 AM |
| دانلود آهنگ های مختلف به شکل رایگان از گوگل | Peyman | ترفندهاي كامپيوتر | 0 | Monday 20 November 2006 01:44 PM |
| نرم افزار آموزش قرآن در خواب | Pooya | نرم افزار | 2 | Tuesday 7 November 2006 09:49 AM |
| دانلود آهنگ های مختلف به شکل رایگان از گوگل | Pooya | بخش Internet | 0 | Saturday 30 September 2006 07:01 PM |
تمامي قوانين اين سايت از جمهوري اسلامي ايران پيروي مي کند و هرگونه مطالب مخالف قوانين ايران و بنر يا لينک مستهجن در اين سايت جايي ندارد